و قرار دادند از براى خدا از بندگان او نصيبى و سهمى محققا انسان هر آينه ازدياد در كفر مىكند بطور وضوح و علنا آشكارا .
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً
دو نحوه تفسير كردند :
يكى در قسمت الوهيت مثل ملائكه و عيسى و غلات در حق ائمه عليهم السلام كه آنها را الهه قرار دادند و جزء را بمعنى نصيب گفتند و عيسى و عزير را ابن اللَّه بلكه آدم را ابن اللَّه گفتند بلكه طايفهء يهود و نصارى خود را ابناء اللَّه گفتند چنانچه مىفرمايد
وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
- مائده آيهء 11 - و يكى در قسمت اموال كه يك قسمت براى خدا قرار دادند و يك قسمت براى آلهه چنانچه مىفرمايد
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ
- انعام آيهء 137 - و لكن تفسير اول اظهر بلكه ظاهر است .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ
كفور زيادتى در كفر است آن هم آشكارا و علنى زيرا كفر اقسام زيادى دارد . اما نسبت بخداى متعال يا شريك بر او قرار دهند به اقسام شرك شرك در ذات يا صفات يا افعال يا در عبادت يا در نظر يا قائل به تجسّم شوند و خدا را جسم بدانند يا از براى او بنات و بنين قرار دهند . و اما نسبت به انبياء انكار يكى از آنها موجب كفر است و نسبتهايى كه به انبياء دادهاند يا بدعتى در دين گذارند يا انكار ضرورى دين كنند يا ناصب و عدوّ خاندان نبوت باشند يا در حق آنها يا انبياء غلو كنند يا نسبت به قرآن مجيد جسارت كنند بلكه بسيارى از معاصى موجب كفر مىشود يا در حكم كافر محسوب مىشوند ولى اعلا مراتب كفر ، كفر باللّه است و بالجمله دين حق يكى است و دين باطل هزار .
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيه 16 ]
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ( 16 )
آيا گرفته است از آنچه خلق مىفرمايد دخترانى و برگزيد شما را به پسران .
بسيار غريب است كه ملائكه را دختران خدا مىدانند كه بر خدا دختر قائلند با اينكه مشركين دختر را بسيار بد مىدانند و پسر را بسيار عزيز چنانچه در بسيارى از آيات اين معنا را بيان فرموده
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى