بيرون ميآيد او را ميگيرند .
فَاعْتِلُوهُ
اعتلاء كشيدن بعنف و شدت و سختى است .
إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ
بسوى وسط آتش و از اين جمله استفاده مىشود كه بدون حساب و پرسش و سؤال و نامهء عمل او را مياندازند وسط جحيم كه آتش افروخته است چنانچه بعضى بدون حساب وارد بهشت ميشوند و بدون ميزان و بيانش اين است كه اهل محشر سه دسته ميشوند . يك دسته كسانى هستند كه هيچ خطايى و معصيتى از آنها سر نزده ، در عقائد معتقد بجميع عقايد حقه بودند ، در اخلاق و صفات نفسانيه متصف بصفات حميده و منزه از ملكات رذيله ، در افعال عامل باعمال صالحه و متقى از جميع افعال سيئه اينها نه حساب دارند و نه ميزان بدون حساب وارد بهشت ميشوند ، دستهء دوم كسانى كه نه معتقد بعقايد حقه بودند و نه صفات حميدهاى داشتند و نه عمل نيك بلكه غرق معاصى و صفات خبيثه و عقايد فاسده اينها هم بدون حساب و ميزان در جهنم آنها را مياندازند دستهء سوم كه عمل نيك و بد داشتند و در عقايد سستى يا جدى بودند و در اخلاق هم پارهاى از صفات حميده و قسمتى از صفات خبيثه داشتند اينها را پاى حساب و ميزان مىبرند :
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ
اعراف آيهء 7 و 8 .
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ
از حميم جهنم بر فرق او بريزيد كه تمام بدنش را بگيرد و تاول كند .
ذُقْ
به او بگويند از روى سخريه و استهزاء بچش چه طعمى دارد .
إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
بدرستى كه تو خودت را در دنيا خيلى عزيز و محترم ميدانستى حال مشاهده كن چه عزت و احترامى دارى .
إِنَّ هذا
اين نوع عذابها را بودى .
ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ
مريه مجادله و القاء شبهه و تشكيك در امر است تا اينجا حال اهل عذاب اما حال اهل ثواب :
[ سوره الدخان ( 44 ) : آيات 51 تا 52 ]
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ ( 51 ) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 52 )