تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
تَنْظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
بقره آيهء 51 و 52 و مثل احياء عيسى موتى را و همچنين پيغمبر و ائمّه ( ع ) و در دورهء ظهور و دورهء رجعت . ( جواب ) در آيهء ندارد كه هر كه مرد به دنيا بر نمىگردد ميفرمايد چه بسيار آن هم قرون قبل را فرمود مربوط به زمان بعد نيست بالاخص اينها ازمنهء آتيه را كه مشاهده نكرده‌اند بلكه قبول هم ندارند .

[ سوره يس ( 36 ) : آيه 32 ]

وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ ( 32 ) و نيست كلّ شما مگر آنكه جميع شما نزد ما حاضر خواهيد شد و شما را حاضر ميكنند . راجع به قيامت و يوم البعث است كه جميع جن و انس و ملك بلكه جميع حيوانات محشور ميشوند كه آيات شريفهء قرآن در اين باب بسيار است و خصوصيّات آن عالم آخرت با اين عالم بسيار تفاوت دارد من جمله اينكه فرمودند اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل دنيا دار تكليف است و آخرت دار جزاء است چنانچه ميفرمايد
لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ
نساء آيهء 22 و من جمله اينكه آخرت دار حيات است تمام خصوصيّات آن عالم زنده هستند
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
عنكبوت آيهء 64 مرگ در آخرت نيست .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها
فاطر آيهء 33 بلكه تمام نعم بهشتى و تمام عذابهاى جهنّمى حيات دارند با اهلش تكلّم ميكنند و به درجات ايمان و اعمال صالحه لذّت مىبخشند و بدرجات كفر و اعمال سيّئه الم و عذاب مى - چشانند بلكه چه بسيار در جهنّم نمىسوزند و متألّم به آلام آن نمىشوند مثل ملائكه عذاب بلكه الم مىبخشند و اهل محشر موقعى كه تمام حاضر مىشوند خداوند اينها را دسته بندى مىكند يك دسته اهل عذاب و جهنّم كسانى كه بدون ايمان از دنيا رفته از روى تقصير يك دسته كسانى كه بدون ايمان رفته لكن از روى قصور مثل اطفال كفّار و مجانين آنها ، آنها را به محلّى مىبرند و يك زندگانى بر آنها قرار مىدهند : نه استحقاق عذاب دارند نه لياقت و قابليّت بهشت ، يك دسته كسانى كه با ايمان و آمرزيده
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 70 | السيد عبد الحسين الطيب