تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
طبيعى و ساير فرق البته بايد مطالبهء دليل كرد انبياء را خدا فرستاده براى راهنمايى كه راه سعادت را نشان دهند و البته با مدرك و دليل مثل معجزه و يكى از راهنماهاى خداوندى عقل است كه گفتند عقل رسول باطنى است و رسول عقل خارجى است و مسئلهء توحيد و نفى شرك را عقل درك مىكند زيرا امرى واضح‌تر از توحيد نيست آثار قدرت الهى آن به آن در جميع مخلوقات واضح و روشن است :
دل هر ذرّه را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى
هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفتريست معرفت كردگار
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اسراء آيهء 46 . لذا شرك و بت پرستى بالاخص پس از آمدن انبياء و دعوت به توحيد ضلالت آشكار است كه ميگويد
إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
.

[ سوره يس ( 36 ) : آيه 25 ]

إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ( 25 ) محققا من ايمان آوردم به پروردگار شما پس از من بشنويد .
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ
ايمان آورده بود از ابتداء امر چنانچه گذشت كه پيغمبر فرمود : سه نفر لم يكفروا باللّه طرفة عين : علىّ بن ابى طالب ، و حبيب نجّار ، و آسيه زن فرعون ، و سه نفر صديق : مؤمن آل فرعون و حبيب نجّار - مؤمن آل يس - و على ابن ابى طالب و هو افضلهم و ممكن است مراد از آمنت تصديق انبياء مرسلين باشد و تعبير بربّكم نه تعبير به ربّى اشاره به اين است كه شما هم بايد ايمان بياوريد و تصديق انبياء او را بكنيد زيرا شما را تربيت فرموده نعمت وجود و هستى و نعم باطنيّه و ظاهريّه عطا فرموده
فَاسْمَعُونِ
دو نحوه تفسير شده يكى خطاب به همان مشركين و مراد از سماع اطاعت و فرمانبرداريست يعنى شما هم حرف مرا بشنويد و ايمان بياوريد و اطاعت كنيد ديگر خطاب به مرسلين كه شما شهادت مرا بشنويد و نزد پروردگار شهادت دهيد و معناى اوّل اظهر است و در موضوع حبيب نجّار و معاملهء قوم با او اختلاف زياديست