پس اگر چنين بود خداوند مهر ميكرد بر قلب تو و حال آنكه خداوند محو و نابود مىكند باطل را و ثابت و محقق ميفرمايد حق را بكلمات خود محققا او عليم است به اسرار قلبى بندگان
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
ام بمعنى بل است و شايد اشاره باشد به اينكه اين مودت ذى القربى را پيغمبر از پيش خود ميگويد و افتراء مىزند كه خدا به من چنين فرمود كه به شما بگويم و اين دروغ محض است يا اينكه قرآن را ميگويند افتراء و دروغ است .
فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ
دو نحوه تفسير شده : - يك نحوه در تقدير است يعنى اگر قصد افتراء و خيال آن بكنى خداوند مهر مىزند بر قلب تو نظير آيهء شريفه
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
- زمر آيهء 65 - نحوهء دوّم كه احتياج بتقدير ندارد خداوند قوتى به قلب تو ميدهد كه تحمل اين جسارتها را بكنى و حلم و صبر نمايى .
وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ
- چنانچه مىفرمايد
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
- اسراء آيهء 83 - .
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
يعنى آنچه در سينههاى خود مستعد ميكنند از عداوت و عناد و كفر و شرك و خيالات سوء خداوند عالم السّر و الخفيات است « لا يخفى عليه شىء » .
[ سوره الشورى ( 42 ) : آيه 25 ]
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ( 25 )
و خداوند آن خداييست كه قبول ميفرمايد توبه را از بندگانش و عفو ميفرمايد از سيئات و ميداند آنچه عمل مىكنيد .
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ
اوّلا وجوب توبه به حكم