موسى و محقّقا من گمان ميكنم كه موسى دروغ ميگويد .
واقعا بسيار مورد تعجّب است كسى كه گاهى ميگويد
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
گاهى ميگويد ما علمت الها غيرى گاهى بموسى ميگويد
لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
چه قدر احمق است كه اولا خيال مىكند آسمانها صد متر بيشتر از زمين بالا نيست زيرا هر قصرى بنا شود زيادتر از صد متر از زمين ارتفاع ندارد و ثانيا ميتواند در آسمانها گردش كند و ثالثا خداى موسى تنها در آسمان نشسته و رابعا بر فرض همهء اين مزخرفات تو تنها در آسمان چه قدرتى دارى كه با خداى موسى طرف شوى آنجا تو را مىگيرد يا ميكشد يا حبس مىكند .
وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ
كه وزير فرعون بود و او را اضلال ميكرد به عين فرعون گوساله بود و هامان سامرى مثل گوساله و سامرى اين امّت .
ابْنِ لِي صَرْحاً
تا بيايد هامان براى تو صرح بنا كند خداى موسى پدر تو و هامان و تمام اتباعت را در ميآورد .
لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ
امروز با كمال قدرتنمايى خود بكرهء قمر رفتند بتوانند آنجا را هم تصرّف كنند بسيار مورد تعجّب است زيرا قمر جسم شفاف است مثل آينه كه هميشه نصف آن تقابل با شمس دارد و اشراق مىكند نه در آن نصف ميتوان زندگى كرد و نه در نصف تاريك آن .
لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى
اگر خداى موسى در آسمان است و قدرت دارد كه موسى كه در زمين است و در دامن تو بزرگ شده بفرستد براى تو قدرت ندارد كه تو را از آسمان پرت كند به زمين و ريزريز شوى .
وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً
اگر موسى الهى ندارد و در آسمان نيست اين چه زحمت زياد بى نتيجه را متحمّل ميشوى اگر بعض اين دعات باطله و رؤساء يك كارهايى ميكنند بحيلهها و تزويرها و شيطنتها دارند به اين حماقت و خريّت نيستند مثل تو .