تميز بين حق و باطل و اين دو را از يكديگر جدا مىكند كه حق مشوب به باطل نباشد و به باطن حكم مينمايد غير از ساير انبياء كه مأمور به ظاهر هستند و لو باطن بر آنها مكشوف باشد مثلا منافق در دستگاه داود نبود كه ظاهر مسلمان و باطن كافر ظاهر دوست و باطن دشمن ظاهر بر حسب بيّنه محق ولى باطن غير محقّ يا بر حسب يمين منكر ولى باطن مديون و امثال اينها و پيغمبر اكرم و ائمه اطهار و لو علم ببواطن دارند و بسا هم بنحو اعجاز اظهار ميكردند لكن مأمور به ظاهر بودند .
[ سوره ص ( 38 ) : آيه 21 ]
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ( 21 )
و آيا آمد تو را خبر مخاصمه كه وارد شدند بر داود موقعى كه در محراب اشتغال بعبادت داشت .
كلمات مفسرين در اين قصه داود مختلف است و خبرى هم در اين باب وارد شده و نسبتهاى ناروايى به حضرت داود دادهاند كه ملكى به صورت طيرى خوش خط و خال آمد نزد محراب داود خواست او را بگيرد پرواز كرد بر بام رفت بالاى بام كه او را اخذ كند چشمش افتاد در منزل اورياء كه عيالش مشغول به غسل بود عاشق آن شد و بتمهيداتى اورياء را در جنگ با كفار كشتند پس عيال او را پس از انقضاء عده اختيار كرد لكن چون عصمت انبياء ثابت و محقق است اين نسبت ناروا است حضرت داود نظر به بدن لخت اجنبيّه نميكند محال است چنانچه در خبر از حضرت رضا ( ع ) است ، در مجلس مأمون كه علماء اهل سنت جمع بودند و ارباب مقالات على ابن جهم بر ردّ عصمت انبياء اين قضيّه را بافتضاح تمام نقل كرد