تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
احكام معتقد باشد چنانچه حضرت رضا ( ع ) در حديث سلسلة الذهب فرمود بشرطها و انا من شروطها كه بايد معتقد بامامت من باشيد .

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 36 ]

وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ ( 36 ) و ميگويند اين مشركين كه آيا ما دست برداريم از عبادت آلههء خود و آنها را ترك كنيم براى يك نفر شاعر ديوانه كه اشاره به پيغمبر اكرم باشد .
وَ يَقُولُونَ
تمام طبقات مشركين از عبدهء اصنام و شمس و قمر و كواكب و آتش و گاو و گوساله و غير اينها .
إِنَّا
استفهام انكاريست يعنى هرگز ما چنين نميكنيم و محال است صرف نظر كنيم به اينكه
لَتارِكُوا آلِهَتِنا
ما آلههء خود را بر همه چيز مقدم ميداريم و محترم مى - شماريم چه نحو ممكن است ترك كنيم آن هم براى كى .
لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ
از براى مادهء شعر اطلاقاتى در آيات و اخبار داريم به معناى موى بدن شعرة و شعرات و به معناى حدود و علامات شعائر الهى و مكان مخصوص مشعر الحرام و بر حواس ظاهره مثل باصره سامعه شامه ذائقه لامسه مشاعر انسانى بمعنى درك و فهم و تعقل مثل ا فلا يشعرون به معنى شعر شعراء به ترتيب و نظم كلام و مراعات قافيه و شعر مركب از دو مصرع است كه با يكديگر مطابق باشند ولى در اين مورد بمعنى بافتن است يعنى اين مدعى رسالت اين قرآن مجيد را خود بهم بافته مربوط به خدا نيست چنانچه شعراء هم كلمات را بهم ميبافند بطور منظمى چنانچه در بسيارى از آيات اشاره به اين دارد مثل
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ
انبياء آيهء 5
أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
طور آيهء 30 و ميفرمايد
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ
الحاقه آيهء 40 و 41 و بعلاوه اين رسول مجنون هم هست عقل و شعور و ادراك و فهم ندارد آدم عاقل با آلهه كه معبود جمع كثيرى هستند طرف نميشود و فقط يك خدا قائل باشد و اين هم يكى از