فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ
آنچه به آنها در آيات شريفه خبر دادهايم و بيان نمودهايم از احوالات محشر و قيامت و باور نميكردند به عين مشاهده ميكنند ، يك طرف ميزان اعمال نصب شده يك طرف صراط يك طرف بهشت را زينت كرده يك طرف جهنم نعره و شعلهء آتش آن بلند است يك طرف زمين مثل كورهء آتش خورشيد يك نى بالاى سر غلها و زنجيرهاى آتشى به گردن و دستها و صورتها سياه به عقب برگشته ملائكه عذاب با تازيانه و عمود بالاى سر آنها يك طرف عرش سايه انداخته منبر وسيله نصب شده لواى حمد برپا شده انبياء و صلحاء در طرف راست كفار و مشركين و ضالين در طرف چپ و ساير احوال قيامت را مشاهده ميكنند .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 20 ]
وَ قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ ( 20 )
و موقعى كه مشاهده ميكنند احوال قيامت را و ميگويند اى واى بر ما اينست روز جزا كه بما خبر ميدادند و ما باور نميكرديم .
وَ قالُوا
عطف بينظرون در آيهء قبل است و تعبير بقالوا نه بيقولون براى اينست كه مستقبل محقق الوقوع حكم ماضى دارد .
يا وَيْلَنا
دو ويل داريم اسمى و وصفى مقابل طوبى اسمى و وصفى اما ويل اسمى عبارت از چاه ويل است كه در قعر جهنم است كه آتش جهنم از آن چاه بيرون ميايد و در خبر از حضرت رسالت است كه فرمود در قعر آن چاه تابوتيست يعنى صندوقى و در آن صندوق چهارده نفر محبوس هستند هفت نفر از پيشينيان مثل هابيل قاتل قابيل پى كنندهء ناقهء صالح نمرود شداد فرعون هامان قارون و هفت نفر از اين امت و اسامى آنها را ذكر نكرد لكن از اقرار دويمى حين الموت معلوم مىشود كيان هستند و ويل وصفى يعنى بدا به حال ما كه ايمان نياورديم و خود را گرفتار اين عذابها كرديم و اما طوبى اسمى درختيست مسمى به شجره طوبى در قصر امير المؤمنين در بهشت و شاخ و برگ