و حال آنكه مسئلهء معاد كه روح برميگردد به همين بدن عنصرى خاكى و در قيامت مبعوث مىشود
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
از ضروريات جميع اديان است و پس از آن ديگر فنا و زوال ندارد و مخلد است ابد الاباد چه اهل بهشت و چه اهل جهنم كه معاد جسمانى باشد و منكر آن كافر و نجس و ضال و مضل است .
أَ إِذا مِتْنا
استفهام تعجبيست يعنى آيا ممكن است كه اصلا محال مى - دانند كه انسان پس از خاك شدن و مردن
وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً
ديگر زنده شود اينها منكر قدرت الهى هستند و كأنه اين امر را از محالات عقليه ميشمارند .
أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
با اينكه نمونهء آنها را مكررا خداوند نشان داده و مكرر گفته است قضيهء هفتاد نفر اصحاب موسى قضيهء عزير و يك شهرستان مرده و قضيهء عيسى و احياء موتى و قضيهء حضرت خاتم و شاهزاده خراسانى و موارد ديگر با اينكه پس از ثبوت نبوت و عصمت اخبار انبياء معصومين كافيست براى اثبات و پس از معجزه بودن قرآن و اينكه كلام حق است نفس قرآن كافيست
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 17 ]
أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ ( 17 )
آيا پدران ما كه پيش از ما مردهاند از زمان آدم تا زمان ما آنها هم مبعوث ميشوند .
گويا اين مشركين و كفار كه منكر معاد بودند توهم كردند كه اگر معاد صدق است و ما مبعوث نميشويم با اينكه خاك و استخوان شدهايم پس چرا آباء و پيشينيان ما زنده نشدند و مبعوث نگشتند و كأنه اين را دليل ميگرفتند كه همين نحو كه آنها زنده نشدند ما هم زنده نخواهيم شد خيال ميكردند كه همين نحو كه در دنيا هر طبقه بعد از طبقهء به ترتيب به دنيا ميآيند قيامتى را كه انبياء مى - گفتند و آنها را تهديد ميكردند هم همين نحو است كه به ترتيب زنده ميشوند و چون دروغ انبياء ظاهر شد و آنها زنده نشدند پس ما هم زنده نميشويم و نيز توهم ميكردند كه پس از مردن باندك فاصله زنده ميشوند چنانچه در قرآن هم