تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
چنانچه ابتداء اعتراض كردند به حضرت رسالت
قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ
قصص آيهء 48 كه تمام انبياء را تكذيب كردند و تمام معجزات را حمل به سحر آن هم سحر آشكار .
إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
و حال آنكه سحر با معجزه پهلو نزد سحر تمويه است و به زبان فارسى چشم بنديست و حقيقت ندارد بفاصلهء كمى از بين ميرود لذا سحره بفوريت تا رسوا نشده دستگاه را برميچينند مثل گوسالهء سامرى كه مى - فرمايد
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا
- الايه اعراف آيهء 148 ولى معجزه حقيقت دارد و ثابت و محقق است مثل عصاى موسى كه بلعيد سحر سحرهء فرعون را و ساير معجزات او و همچنين زنده كرد عيسى مردگان را و شفاء دادن كورها را و همچنين قرآن مجيد كه تا دامنهء قيامت باقيست و ساير معجزات انبياء .

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 16 ]

أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( 16 ) و گفتند اين كفار كه آيا زمانى كه مرديم ما و گرديديم خاك و استخوان آيا محققا ما هر آينه زنده ميشويم و مبعوث ميگرديم . اين كلام مناسب با كفاريست كه دهرى مذهب هستند كه به كلى منكر معاد هستند و باصطلاح لا مذهب و طبيعى هستند و مشركين و كفارى كه معاد را منكرند و ميگويند روح ما پس از رها كردن بدن تعلق ميگيرد به بدن ديگر يا به حيوانى يا بنباتى يا بجمادى يا بملكى يا بشيطانى چنانچه مثنوى ميگويد :
از جمادى مردم و نامى شدم * و از نما مردم به حيوان سر زدم
مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم
بار ديگر هم بميرم از بشر * سر برآرم از ملائك بال و پر
بعد از آن هم از ملك پران شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كه انا اليه راجعون