تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
معصيت بزرگ استحقاق عقوبت شديد دارد ، ظلم به بندگان كه در حديث قدسى قسم ياد فرموده ( و عزتى و جلالى لا يجوزنى ظلم ظالم ) و در عقبهء صراط سؤال از مظالم مىشود و حق الناس است واجب است به صاحبش رد كند و جميع تصرفات در آن مال حرام و معصيت است و اگر هم هيچگونه تصرفى نكند حبس حقوق است و از معاصى دائميه است آن به آن معصيت است و اگر مخلوط به مال خود نمود مال مختلط مىشود و لو يك درهم در هزار درهم و تصرف در جميع آنها حرام است . و چهار حكم دارد اگر مقدار حرام معلوم و صاحبش هم معلوم و لو بعلم اجمالى بايد رد كند يا تصالح كنند يا صاحبانش صرفنظر كنند و اگر مقدار معلوم و صاحبش مجهول است بايد از جانب صاحبش رد مظالم دهد و اگر مقدار مجهول و صاحبش معلوم است بايد تصالح كنند و اگر مقدار و صاحب هر دو مجهول بايد خمس مالش را بدهد . و حق الناس امرش از حق اللَّه سخت‌تر است زيرا بسا باشد خداوند بكرم و لطفش از حق خود در گذرد و عفو فرمايد لكن ناس از يك درهمش هم صرفنظر نميكنند و اگر مرد ورثه در هيچ يك از اموالش نميتوانند تصرف كنند چون دين است و دين مقدم بر ارث است و مضار ديگر كه اكل مال حرام دل را سياه مىكند و قلب را قسى مىكند خدا را فراموش مىكند شيطان را مسلط مىكند ، اگر نطفه از حرام منعقد شد فرزند كه از لقمه حرام بوده فاسد مىشود الى غير ذلك و يكى از معاصى بزرگ اصحاب و قوم شعيب اين بوده لذا ميفرمايد : (
أَوْفُوا الْكَيْلَ )
وفاء تمام دادنست چنانچه استيفاء تمام گرفتن است و اين نسبت باشيايى كه به كيل تعيين مىشود . (
وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ )
خسران زيان است يعنى كسر گذاردن كسر گذارنده نباشيد . (
وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ )
نسبت باشيايى كه به وزن تعيين مىشود و قسطاس را بعضى گفتند ترازو است و بعضى گفتند قپان است و بهتر اينست كه بگوئيم ميزان است نه بمعنى ، مصطلح بلكه بمعنى لغوى يعنى « ما يوزن به الشيء و ميزان كل شيء بحسبه » و مثل ترازو و قپان از آلات وزن است و امروز وسائل وزن بسيار است و مستقيم حد وسط است نه زياد بگيريد و نه كم بدهيد .