تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
آنها گفتند چه فرموده پروردگار شما گفتند حق فرموده و او است على متعال و بزرگ .
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
در موضوع شفاعت بين سنى و شيعه اختلاف شديد است ، سنىها بكل منكر شفاعت شدند و تمسك جستند به بعض آيات مطلقه كه منع شفاعت مىكند و گفتند هر كس پاداش عمل خود را مىبيند خوب يا بد :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
( زلزال آيهء 7 ) . و اما شيعه يكى از ضروريات دين و مذهب مىشمارد . و جواب از آيات مطلقه : اولا ، اين آيات در مورد كفار و اهل ضلالت و مشركين است كه مىگفتند در حق بت‌ها :
هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
( يونس آيهء 18 )
وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها
( اعراف آيهء 28 ) . و ثانيا مطلقات قابل تقييد است مثل همين آيه
إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
و آيهء شريفه
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
( انبياء آيهء 28 ) و آيهء شريفه
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
( مدثر آيهء 48 ) كه دلالت دارد بر اين كه شافعينى هستند . و ثالثا اخبار زيادى فوق حد تواتر از عامه و خاصه داريم مثل : « ادخرت شفاعتى لاهل الكبائر من امتى » و قوله ( ص ) : « اعطيت الشفاعة » و در حديث « اشفع تشفع » يعنى « تقبل شفاعتك » و نيز « انت اول شافع و اول مشفع » و در زيارات و ادعيه فوق حد احصاء . و رابعا اگر شفاعت نباشد پس معنى ندارد دعاى مؤمنين در حق يكديگر ، و دعاى حملهء عرش و ملائكه در طلب مغفرت ، و دعاء رسول در مغفرت مؤمنين و هكذا ، و اما آيهء شريفهء
فَمَنْ يَعْمَلْ
- الاية يكى از عبادات و مثوبات آنها اعطاء شفاعت است و يكى از اعمال ثوابش قابليت شفاعت است و مشمول
« خَيْراً يَرَهُ »
است . توضيح كلام اينكه در شفاعت سه چيز شرط است : اول اين كه شفيع حق شفاعت داشته باشد مثل انبياء و ائمه و ملائكه و صلحاء و مؤمنين . دويم اين كه مشفع له قابليت شفاعت داشته باشد كه مؤمن باشد غير مؤمن چه كافر يا مشرك يا ضال يا مبدع يا منكر ضرورى دين يا مذهب باشد قابليت ندارد .