موحد نقص و عيب و احتياج است در ساحت قدس او نيست .
نه مركب بود و جسم نه جوهر نه عرض * بى شريك است و معانى تو غنى دان خالق
نه تركيب خارجى مثل ماديات و نه تركيب ذهنى مثل انواع كه مىگويى نوع انسان حيوان ناطق و همچنين ساير انواع حيوانات نه تركيب و همى مثل مجردات كه مركب از وجود و ماهيت هستند صرف الوجود بحت الوجود محض الوجود است و حميد اشاره بصفات ثبوتيه است چه ذاتيه و چه فعليه .
عالم و قادر وحى است و مريد و مدرك * سميع بصير خبير كبير عزيز عظيم
و فعليه خالق رازق معطى منعم مفضل منتقم مثيب معاقب و ساير افعال حميده .
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيه 27 ]
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 27 )
و بر فرض محال اگر آنچه در زمين از اشجار و درختان قلم شود و دريا مركب گردد و آن دريا را از بعد تماميتش هفت درياى ديگر مداد شود تمام نميشود كلمات الهى محققا خداوند عزيز و حكيم است .
و نظير اين آيه شريفه در سوره كهف ميفرمايد
لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
( آيه 109 ) و اين آيه دلالت دارد بر اينكه كلمات پروردگار حد و حصر ندارد و غير متناهيست زيرا اگر اشجار قلم شود و درياها مركب بالاخره محدود و متناهيست و اين معنى مفسرين را در حيث و بيص انداخته لذا بعضى گفتند مراد از كلمات علم الهيست بعضى گفتند قدرت او است بعضى گفتند بواطن قرآن است و امثال اينها لكن آنچه به نظر ميرسد « و لم يسبقنى احد » اينكه كلمات رب افعال الهيست از خلق و رزق و اماته و احياء و تفضلات و نعم و كرم و احسان چه افعال تكوينيه و چه تشريعيه از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و فرائض و محرمات و شاهد بر اين دعوى آيات بسيار و اخبار زيادى داريم مثل قوله تعالى در حق عيسى ( ع )
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
( آل عمران آيه 45 ) و قوله تعالى
إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ