و ابى عبد اللَّه هم اين نظر را داشتند كه از قتل او صرفنظر ميكردند و من جمله اينكه بسا بعدا متنبه شوند و بشرف اسلام مشرف گردند و من جمله اينكه حجت بر آنها تمام شود و راه عذر بسته شود و من جمله براى زيادتى آنها در طغيان و معاصى چنانچه اشاره شد در آيه مذكوره .
ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ
اضطرار بيچارگيست و دست از همه اسباب كوتاه شدن فرداى محشر نه شفيعى و دادرسى و ناصرى و معينى دارند و نه قابليت شمول رحمت و عفو و تفضل الهى دارند و عذاب الهى بسيار سخت و شديد و غليظ است .
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيه 25 ]
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 25 )
و هر آينه اگر از آنها پرسش كنى كيست كه خلق فرموده ، آسمانها و زمين را هر آينه البته ميگويند اللَّه بگو حمد مختص است از براى اللَّه بلكه اكثر اين كفار و مشركين نميدانند .
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اين سؤال براى اتمام حجت و الزام خصم است كه اين آسمانهاى با عظمت و اين كرات جويه كه عددش را نميتوانيد شماره كنيد و اين كره زمين كه مشاهده ميكنيد از كوهها و صحراها و بيابانها كى خلق فرموده آيا آلهه شما از اصنام كه مصنوع خود شما هستند و ساير الهه قدرت بر خلق يك پشه يا يك مورچه دارند چه رسد بآسمانها و زمين خداوند خالق كل شىء است از عالم مجردات و ماديات اقتصار بر سماوات و ارض براى اينست كه مشركين اينها را مشاهده ميكنند و عوالم مجردات را منكر هستند بلكه خدا را هم جسم ميدانند و ملائكه را دختران خدا ميگويند .
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
لام تأكيد و نون تأكيد يعنى نميتوانند انكار كنند و نسبت بالهه خود دهند البته ميگويند خداوند متعال خلق فرموده پس از اخذ اين اقرار :
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
حمد مختص به او است زيرا غير او تمام محتاج به او هستند وجودا و - بقاء « الممكن فى حد ذاته ان يكون ليس و له من علته ان يكون ايس » .
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * نشد هرگز جدا و اللَّه اعلم