پذير نيست و او است قادر قاهر و حكيم عالم بجميع حكم و مصالح .
خالِدِينَ فِيها
مسئله خلود در قيامت از ضروريات دين اسلام است و نصوص قرآن بر او قائم است چه نسبت باهل بهشت و چه نسبت باهل عذاب و منكر او كافر است و شعر مثنوى بوى كفر از او ظاهر است كه مراتب سيرش را ميگويد :
از جمادى مردم و نامى شدم * و از نمو مردم به حيوان سر زدم
مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى زمردن كم شدم
بار ديگر هم بميرم از بشر * سر برآرم از ملائك بال و پر
بعد از آن هم از ملك پران شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كأنا اليه راجعون
كه العياذ اتحاد با ذات و القاء ماهيات بلكه ميتوان گفت تمام موجودات عالم پس از وجود عدم پذير نيست فقط تغيير صورت است مثلا خاك آدم مىشود آدم خاك مىشود باز آدم مىشود روح هم در عالم برزخ سير دارد تا به بدن ملحق شود زمين تغيير پيدا مىكند
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ
( ابراهيم آيهء 48 )
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
( انبياء آيه 104 )
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
( زمر آيه 67 ) بلكه اقوال و افعال صادره از انسان فانى نميشود جعبه حبس الصوت را ديدهايد بلكه اقوال پيشينيان را از هوا ميگيرند قرآن ميفرمايد
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
( كهف آيه 49 ) .
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا
گفتيم خلف وعد قبيح است و محال است از عادل حكيم صادر - شود بخلاف خلف وعيد كه بسا حسن پيدا مىكند .
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
اشاره بقدرت و بزرگى و قاهريت و عظمت و قوت است .
الْحَكِيمُ
دانا و عالم بجميع حكم و مصالح و مضار و مفاسد است .
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيه 10 ]
خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ( 10 )
خلق فرمود