تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ
( حج آيه 73 ) و مثل
ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ
- الايه ( روم 28 ) و غير اينها از آيات بسيار و غرض از اين امثال تنبه و تدبر و تفكر است كه انسان بيدار شود از خواب غفلت و به خود بيايد كه عاقبت شرك و كفر و ضلالت و معاصى چيست و بچه عذابهايى دوچار مىشود و نتيجه ايمان و اطاعت چه مثوباتى در بردارد لذا ميفرمايد :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ
اشاره بامثاليست كه در قرآن بيان فرمود .
نَضْرِبُها لِلنَّاسِ
تمام افراد بشر از كافر و مشرك و ضال و مؤمن و مطيع و عاصى و عادل و فاسق و فاجر ولى :
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين بر سنگ
وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
علم چراغ عقل است جهل ظلمت و تاريكيست مانع از تعقل و ادراك است لذا علم اول قدميست در باب سعادت و پس از آن عمل است علم راه نشان ميدهد عمل سلوك مىكند علم تنها كافى نيست مثل كسى كه راه را بلد باشد لكن در خانه بنشيند بجايى نميرسد عمل تنها هم كافى نيست اگر راه را بلد نباشد در بيابان و پرتگاه‌ها گم مىشود و ضلالت است اين هم بجايى نميرسد واى به حال كسانى كه از هر دو محروم باشند مثل اكثر امروزه نه علم و نه عمل .

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 44 ]

خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ ( 44 ) خلق فرمود خداوند آسمانها و زمين را به حق درست و بجا بدرستى كه در اين خلقت هر آينه آيت است از براى مؤمنين . افعال الهى چه تكوينيات باشد مثل خلق و رزق و احياء و اماته و صحت و مرض و غنا و فقر و عزت و ذلت تا مصلحت در ايجادش نباشد ايجاد نميكند غاية الامر مصلحت تارة در مأمور به است و تارة در نفس امر است چنانچه مفسده هم تارة در منهى عنه است و تارة در نفس نهى مثل اوامر و نواهى امتحانيه و اين مصلحت هم عائد به خود او نيست چون غنى بالذات است نه در ايجاد نفعى به او عائد مىشود و نه در ترك خسارتى و نكسى بر او متوجه مىشود