وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً
گفتند موقعى كه ملائكه آمدند نزد لوط حضرت لوط در خارج شهر بود و آنها را با صورت زيبا و لباس فاخر بعنوان ضيافت كه ما غريبيم و نزد شما آمدهايم حضرت لوط .
سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
ترسيد حضرت لوط و دلتنگ شد زيرا ديد اگر قوم اين ها را به اين زيبايى و صباحت وجه مشاهده كنند نسبت به آنها همان معامله را انجام ميدهند و بايد اينها را حفظ كرد و نميتوان رها نمود لذا آنها را شبانه مخفيانه برد منزل زن لوط بالاى بام آتش روشن كرد و قوم را خبر داد آمدند
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ
- الى قوله -
أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
( هود آيه 78 الى 80 ) .
وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
در سوره هود ميفرمايد
قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
( آيه 81 ) شرحش گذشت و اين تأخير تا صبح هم براى اين بود كه لوط از شهر خارج شود كه گفتند هفت شهر بود تماما از زمين كنده شد و بر آنها سنگ باريد از سجيل و هفت شهر واژگون گرديد كه ميفرمايد :
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 34 ]
إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ( 34 )
محققا ما نازل كنندهايم بر اهل اين قريه عذابى از طرف بالا بسبب آنچه كه بودند فسق و فجور مرتكب ميشدند .
إِنَّا مُنْزِلُونَ
ما مأموريم كه نازل كنيم .
عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ
تمام آنچه حضرت لوط مأمور بدعوت آنها بود كه گفتند هفت شهر بود .
رِجْزاً مِنَ السَّماءِ
مراد از سما طرف بالا است و رجز عذاب است و دو عذاب بر اينها نازل شد يكى شهر آنها را بقدرى بالا بردند كه در خبر دارد كه صداى كلاب آنها و خروسهاى