آنها را ملائكه آسمانها شنيدند و ديگر سنگريزه كه از جهنم بود و سجيل نام داشت هر كدام ، بنام و نشان بر فرق آنها ميريخت تماما هلاك شدند پس از آن شهر واژگون شد .
بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
فسق بمعنى خروج از طاعت است بمعنى عام شامل مشرك و كافر و اهل ضلالت و تارك فرائض و مرتكب معاصى مىشود در مقابل ايمان كه ميفرمايد
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ
( سجده آيه 18 ) چنانچه عدل صادق نميشود مگر بر مؤمن كه تارك كبائر و اصرار بر صغائر و منافيات مروة باشد آن هم از روى ملكه و اين هم درجاتى دارد كه اعلا درجه آن عصمت است و اعلاى از آن ترك اولى هم از او صادر نشود .
سؤال : اين دو عذاب كداميك مقدم بودند هر كدام مقدم بود ديگرى چه فائده داشت ؟
جواب : ابتدا زمين كنده شد و بالا رفت و حجاره باريد سپس واژگون گرديد كه هم هلاك شوند بحجاره و هم آثارى از آنها باقى نباشد به واژگون شدن و اين سؤال نظير سؤال از عذابهاى جهنم است كه هر كدام كافيست لكن هر كدام اثر خود را ميبخشد .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 35 ]
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( 35 )
و هر آينه واگذارديم از اين قريهها آيت و دليل واضح مبين از براى قومى كه عقل و شعور دارند و تعقل ميكنند .
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً
اثر هلاكت آنها كه زمين قاعا صفصفا نه از اشجارش و نه از عماراتش و نه از اندوختههاى آنها و نه از حيوانات آنها اثرى باقى نماند بلكه گفتند آب سياهى روى زمين ظاهر شد اما قلوب قاسية و هواهاى نفسانيه مانع از تدبر و تأمل و تفكر و تعقل است فقط اين آيه بينه :
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
است . از براى عقل اطلاقاتى هست ، يكى آن جوهر ملكوتى سماوى كه مجرد از ماده و صورت است كه خداوند به انسان عنايت فرموده كه مميز بين حسن و قبح ، خير و شر ، نفع و ضرر ، سعادت و شقاوت است و اين بمنزله آينه قلب است كه مراد از قلب هم روح انسانيست غير از روح نباتى و حيوانى و شيطانى كه در اين آينه حقايق اشياء منعكس مىشود لكن مشروط بشرائطيست :