تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ
است بسيار فرعون و آسيه محزون شدند خواهر موسى كه نامش كلثوم بود آمد گفت منهم يك شيرده سراغ دارم اگر اجازه ميدهيد او را خبر كنم بيايد شايد پستان او را بگيرد كه معناى :
فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ
كه قطع نظر از شير اگر پستان او را گرفت آنها تكفل حال او را هم ميكنند كه او را تر و خشك كنند و مراقب حال او باشند فرعون و آسيه بسيار خوشوقت شدند گفت :
وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ
نميگذارند مريض شود يا چايش پيدا كند يا كثيف شود او را تربيت ميكنند و بشما تحويل ميدهند قبول كردند او آمد و مادر موسى را برداشت و برد و به مجرد اينكه پستان دهان آن گذاشت چنان مكيد كه شير از اطراف دهانش ميريخت حقوق زيادى بر او مقرر داشتند و موسى را بدست او سپردند كه ميفرمايد :

[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 13 ]

فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 13 ) پس برگردانيديم او را بسوى مادرش تا اينكه چشمش روشن شود و محزون نباشد و بداند كه وعده الهى حق است و لو اكثر آنها نميدانند حقّيت وعده‌هاى خدا را . اين وعده اولى خداوند بود كه فرمود :
إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ
و انتظار وعده ثانوى داشت كه فرمود :
وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
و حضرت موسى در دستگاه فرعون عظمتى پيدا كرد و بر مراكب فرعون سوار ميشد و به اطراف گردش ميكرد و دائما نزد مادرش و خواهرش ميرفت بعنوان مادر رضاعى و خواهر رضاعى به آنها احسان ميكرد تا به حد رشد و كمال رسيد كه ميفرمايد :

[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 14 ]

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 14 ) و چون به حد بلوغ رسيد و قواى او محكم شد و بر صراط مستوى قدم برداشت داديم به او حكم و علم را و همين نحو جزا ميدهيم نيكوكاران را .
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ
بعضى گفتند 33 سال بعضى گفتند 40 سال لكن در خبر ابن بابويه