تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ميله‌ها نصب كردند و چهار كركس بپاى ميله‌ها و آنها بطلب گوشت‌ها پرواز كردند باندازه‌اى بالا رفتند كه ديگر زمين پيدا نبود و بجايى نرسيدند اين حماقت واقعا مورد تعجب است بر فرض خداى موسى جسم باشد و در آسمان باشد از كجا اين طرف است كه اينها ميروند و بر فرض آن همه لشگر دارد دستور ميدهد تخت را وارو كنند . همچه احمقى دعوى خدايى مىكند و اعجب ، از او كسانى كه دعوت او را ميپذيرند .

[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 9 ]

وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 9 ) و گفت زن فرعون كه اين باعث روشنايى چشم من و چشم تو است نكشيد او را اميد است اينكه نفعى ببخشد ما را يا اينكه او را بگيريم اولاد خود و اينها شعور نداشتند .
وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ
آسيه بنت مزاحم بود و يكى از زنهاى بسيار عاليه كه در عداد مثل حوا و مريم و خديجه بشمار ميرفت و در مجمع البحرين از حضرت امام حسن ( ع ) روايت كرده كه فرعون هيچگونه تصرفى در او نكرده هر موقعى كه اراده ميكرد جنيه شبيه او ميشد و با آن نزديكى ميكرد و ميفرمايد « و كذلك ام كلثوم و عمر » موقعى كه صندوق را از روى آب گرفتند همين آسيه درب آن را باز كرد يك بچه اما بسن بچه يك ساله نمايان بود از رشد خداوند محبتى از او در قلب آسيه انداخت و در قلب خود فرعون كه ميفرمايد
وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي
( طه آيه 39 ) ولى مع ذلك اراده قتل او را كردند و گفت مگر من دستور ندادم هر فرزندى كه به دنيا بيايد او را بكشند آسيه گفت دستور تو اين بود كه در اين سال كه كهنه خبر داده بودند هر طفلى متولد شد او را بكشند و اين بچه متولد شده سال قبل است لكن غافل از اينكه اگر كهنه راست گفتند پس نميتوانى جلوگيرى كنى اگر جلوگيرى كنى كذب آنها ظاهر مىشود و اگر دروغ گفتند پس چه فائده در كشتن اطفال بود . (
قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ )
اين طفل باعث چشم روشنايى من و تو است چون فرعون با اين خدائيش اولاد پيدا نكرد و كسى را نداشت كه بعد از او جاىگير او شود آسيه گفت اين را بر