بنى اسرائيل هر كدام نام فرزند خود را عمران گذاردند و او نام فرزند خود را موسى گذارد باميد اينكه او باشد و از حضرت باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود
« ما خرج موسى بن عمران حتى خرج قبله خمسون كذابا من بنى اسرائيل كلهم يدعى انه موسى بن عمران »
و چون اين خبر منتشر شد و به گوش فرعون رسيد و كهنه و سحره به او خبر دادند كه هلاك تو و قوم تو بدست غلاميست از بنى اسرائيل كه در اين سال متولد مىشود فرعون قابلههاى زيادى در خانههاى بنى اسرائيل فرستاد كه هر زنى حمل داشته باشد شكم آن را پاره كنند و بچه او را سر ببرند كه مثنوى ميگويد :
صد هزاران طفل سر ببريده شد * تا كليم اللَّه موسى ديده شد
در بسيارى از آيات دارد
يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ
ولى خداوند حمل موسى را مخفى كرد و تا حين ولادت آثارى نداشت خداوند در اين سوره يك قسمت آنها را بيان ميفرمايد :
نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ
من تبعيضيه است تمام خبر موسى و فرعون را بيان نفرموده در بسيارى از سور قرآنى يك قسمت بيان شده .
بالحق مقابل مزخرفاتى كه يهود و نصارى در كتب عهدين كه قريب 60 كتاب است و كتب وحى ميدانند نسبت به حضرت موسى داده شد .
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
اما حقيقت قرآن و اينكه كلام الهيست و تمام حق و صدق است فقط براى كسانى كه ايمان دارند .
تنبيه : مراد از مؤمنين كسانى نيستند كه نام اسلام روى خود گذاردهاند زيرا مخالفين در كتب خود در تفسيرات خود يك نسبتهاى ناروايى بمقام مقدس انبياء و بالاخص به حضرت موسى دادهاند كه كذب و افتراء است چون دست آنها از دامن ائمه اطهار كوتاه و از فرمايشات آنها بى بهرهاند حتى علماء آنها حرام كردند خواندن كتب شيعه را مبادا بعضى متنبه شوند فقط مؤمنين شيعه اثنى عشرى آن هم مشروط به اينكه مزخرفاتى كه بعض عوام دارند دور بيندازند و آنچه از مصادر عصمت و طهارت صادر شده بگيرند .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 4 ]
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ( 4 )