و اما دو نفر مؤمن ذو القرنين بود و سليمان و باد در تحت فرمانش بود و دولتى كه ميفرمايد :
« وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ »
لذا :
(
فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ )
حضرتش رد نمود و قبول نكرد و فرمود :
(
أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ )
ميخواهيد زياد كنيد مرا بمال . مسئله : رد هدايا مذموم است و عنوان تحيه دارد و خدا ميفرمايد
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
( نساء آيه 86 ) .
سزاوار بود سليمان يك هداياى بيشتر و بالاتر بر او بفرستد بخصوص كسى كه از مورچه ران ملخ را قبول كند ؟ جواب : اين هديه عنوان تحيه نداشت بلكه عنوان رشوه داشت در حكم رشاء در حكم بود كه قاضى رشوه بگيرد و حكم دهد لذا لازم بود رد كند و بفرمايد :
(
فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ )
من دعوت به اسلام ميكنم و بتوحيد و اطاعت پروردگار هديه شما اينست كه تسليم شويد و ايمان آوريد و اطاعت كنيد چنانچه كفار و مشركين قريش هم به پيغمبر ( ص ) گفتند هر چه ميخواهى مال به تو ميدهيم و تو را رئيس قرار ميدهيم دست از اين دعوت بردار و وظيفه انبياء دعوت بتوحيد و هدايت بشر و نجات از مهالك است .
(
بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ )
بلى اهل دنيا كه منظورى ندارند بجز تحصيل مال و منال و دين را به دنيا ميفروشند به اين دنيا خشنود و فرحناك ميشوند .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 37 ]
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ ( 37 )
برسول بلقيس فرمود برگرد با اين هدايا بسوى اهل سبا پس هر آينه مياورم و ميفرستيم بر آنها لشكرى كه نتوانند تقابل كنند با آنها و هر آينه بيرون ميكنيم آنها را از مساكن و اماكن خود بنحوه ذلت و خوارى و آنها خفيف و حقير ميشوند .
نداريم در احاديث كه چه مقدار بود لشكر سليمان كه فرستاد براى سبا لكن از اين آيه استفاده مىشود كه بسيار بودند چندين برابر لشكر بلقيس از كلمه لا قبل لهم بها و از آيه بعد استفاده مىشود كه اينها مسلمين جن و انس بودند از شياطين و طيور نبودند از كلمه
« قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ »
و نيز استفاده مىشود كه آنها را با سيرى آوردند لذا فرمود به آن رئيس مرسلين بلقيس :