جاريه با قباء و منطقه و جاريهها را بر اسب سوار كرد و غلامان را بر ماديان و لجام و دهنه آنها از طلا مكلل بجواهرات و پانصد شمش طلا و پانصد شمش نقره و تاجى مكلل بدر و ياقوت و حقهاى در او در يتيم بود در بسته و غير اينها لكن تمام اين اقوال بدون مدرك است ما مدركى بدست نياورديم كه هديه او چه بوده همين اندازه معلوم است كه بسيار مهم بوده چون از طرف سلطانى مثل بلقيس براى سلطانى مثل سليمان البته بسيار مهم بوده زيرا گفتند « ان الهدايا به مقدار مهديها » مورچه ران ملخى ميبرد نزد سليمان هر كه هر چه توانايى او است لذا شيعيان توانايى آنها خدمت پيغمبر ( ص ) و ائمه طاهرين ذكر صلوات است و نماز هديه و زيارت و اهداء ثواب تلاوت قرآن و ساير عبادات مندوبه و طلب قبولى شفاعت آنها و ارتفاع درجه آنها و انتقام از اعداء آنها .
بلبل بباغ و جغد به ويرانه تاخته * هر كس به قدر همت خود خانه ساخته
لكن در هدايا مناسبت هم شرط است بين هديه و مهدى اليه مثلا براى عروس نبايد عمامه و عبا برد براى داماد نبايد گوشواره و گردنبند برد براى بچه اسباب بازى بايد برد مناسب انبياء ايمان و اعمال صالحه است نه مال و منال بلكه اگر مناسب نباشد توهين است و برخورد مىكند لذا حضرت سليمان فرمود موقعى كه فرستادگان بلقيس آوردند اين هدايا را خدمت حضرت سليمان كه گفتند رئيس فرستادگان يكى از اشراف دربار بلقيس بود بنام منذر بن عمرو با جمعى از رجال مملكت .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 36 ]
فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ( 36 )
پس چون كه آمد اين هدايا نزد سليمان فرمود آيا بر من زياد ميكنيد مال را آنچه كه خدا به من عنايت فرموده بهتر است از آنچه بشما داده بلكه شما به اين هدايا فرحناك ميشويد .
خداوند به حضرت سليمان علاوه از مقام نبوت و رسالت و عصمت تعليم داد زبان طيور كه فرمود
« عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ »
لشكرى از جن و انس و طيور به او عنايت كرده كه ميفرمايد :
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ »
و ملك روى زمين را كه در خبر است چهار نفر تمام صفحه زمين را سلطنت كردند دو نفر كافر و دو نفر مؤمن اما دو نفر كافر نمرود بود و بخت النصر