تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
شويم اگر ديديم تاب مقاومت با آنها را نداريم و اگر تسليم شديم مملكت ما را تصرف مىكنند و تمام حيثيات ما از دست مىرود و اگر مقاومت كرديم و در مقام دفاع برآمديم البته خونريزيهاى زياد ، مىشود بقول عوام ميگويند در جنگ و جدال نان و حلوا خير نميكنند يك دسته مقتول يك دسته اسير يك مقدار اموال از بين ميرود و بالاخره عاقبتش هم معلوم نيست بكجا ميكشد كى غالب مىشود كى مغلوب اگر ما غالب شديم و دفع آنها را كرديم بالاخره يك خسارات زيادى و يك تلفاتى بما وارد شده و اگر آنها غالب شدند روزگار ما تباه مىشود و بهتر آنست كه يك تمهيدى بكنيم كه اصلا قشون سليمان حركت نكند و با او بدر دوستى وارد شويم لذا (
قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ )
. تنبيه : لشكر بلقيس با اينكه آفتاب پرست بودند و كافر بودند و مشرك ، رأى بلقيس را پسنديدند ولى لشكر حضرت مجتبى با اينكه ميگفتند ما مسلمانيم و شيعه ، حضرت حسن را امام مفترض الطاعه ميدانستند موقعى كه خبر شد كه معاويه با قشون زيادى حركت كرده و حضرت بيست هزار بدفعات ثلاث براى جلوگيرى او فرستاد و ملحق شدند به لشكر معاويه حضرت تصريح هم نفرمود بلكه فرمود اگر نظرى بگيرم كه خون شما محفوظ ماند بايد اطاعت كنيد ريختند اموالش را غارت كردند دراعه از دوش مباركش برداشتند سجاده از زير پايش كشيدند خواستند او را دستگير كنند تحويل معاويه دهند حضرت ناچار به طرف مدائن رفت در ساباط مدائن خنجر زهرآلود بران مباركش زدند يك ماه تحت معالجه بود . بلقيس گفت بملإ خود :

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 35 ]

وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ( 35 ) و گفت بدرستى كه من ميفرستم بسوى آنها هديه و تعارفى پس نظر ميكنم بچه مراجعت ميكنند فرستادگان كه آيا بايد جنگ كرد يا تسليم شد يا باصلاح و دوستى خاتمه پيدا مىكند و در هداياى بلقيس اقوال زيادى گفتند بعضى گفتند غلامانى و كنيزانى فرستاد تمام بيك لباس كه ذكور و اناث آنها معلوم نباشد بعضى گفتند دويست غلام با لباس زنانه و دويست جاريه با لباس مردانه بعضى گفتند پانصد غلام با لباس زنانه و دستبند طلا و گردن‌بند طلا و گوشواره از جواهرات و پانصد