نبوت بودند بايد مدرك و دليل داشته باشند به اقامه معجزه يا اخبار نبى ثابت النبوه يا معصوم ثابت العصمه ولى امروز معمول بين بسيارى عكس اين قضيه است مطالبى كه در روزنامه ها و مقالات خارجه و داخله است كانه وحى منزل ميدانند و باور ميكنند يا در اشعار شعراء مدرك ميگيرند و اما فرمايشات علماء را موهومات ميپندارند .
سؤال : پس چرا علماء بر طبق اخبار روات فتوى ميدهند و عوام بقول آنها اخذ ميكنند و تقليد ميكنند ؟
جواب : اولا در باب اصول الدين دليل قطعى لازم است و جاى تقليد نيست چنانچه در ضروريات دين و ضروريات مذهب و اجماعيات هم جاى تقليد نيست و اما در فروع چون در زمان غيبت باب علم منسد است و دليل قطعى داريم از ائمه معصومين كه اخبارى كه از آنها رسيده و وثوق بصدورش داريم چه خبر صحيح باشد كه تمام روات آن عدل امامى باشد يا موثق باشد كه اطمينان بصدورش داريم و لو بعض رواتش امامى نباشند يا حسن باشد و معارض نداشته باشد و منافى با مسلميات دينى نباشد معتبر است و واجب العمل و اما اخبار ضعيفه يا مرفوعه يا مرسله اعتبار ندارد و اما عوام از باب رجوع جاهل بعالم و ادله قطعيه واجب است تقليد كنند يا عمل به احتياط آن هم بشرائط آن .
(
قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ )
. اشكال : بر فرض معلوم شد كه هدهد صادق است چنانچه معلوم هم شد لكن اين رفع مسئوليت نميكند و عذرى براى غيبتش نميشود زيرا به اجازه سليمان نبوده .
جواب : اولا ممكن است كه بعد از معلوم شدن صدق هدهد مورد عفو سليمان واقع شود و ثانيا چون مأمور بود بتفتيش براى آب گردش ميكرد . در اطراف زمين برخورد كرد بمملكت سبأ و مطلب مهمى براى او كشف شد كه يقين برضاى سليمان داشت كه اين خبر را به او برساند فقط از وقت مقرر خود قدرى تأخير انداخته حضرت سليمان فرمود :
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 28 ]
اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ ( 28 )
حضرت