اكاذيبى بهم بافته مدح ميكنند كسانى كه مستحق مدح نيستند كه يكى از گناهان كبيره مدح من لا يستحق المدح است مثل جبابره و ظلمه كه مستحق هزار گونه ذم هستند بطمع صله و تملق و ذم و هجو ميكنند كسانى كه مستحق ذم نيستند كه ذم من لا يستحق الذم هم از گناهان كبيره است بلكه سزاوار هزار گونه مدح هستند . مثل انبياء و اوصياء و مقربان درگاه احديت و اغراقات و اكاذيبى كه در مدح معشوقه و شراب و تصنيفات كه مناسب با مجالس رقص و لهو و لعب است كه ميفرمايد :
(
يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ )
كه اهل ضلالت و غوايت به اين اشعار در مجالس و محافل و بخصوص در اعراس و مراكز فساد تمسك ميجويند و كأنه اينها را وحى منزل ميدانند .
(
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ )
آيا نمىبينى كه اين شعراء در هر رشته كه وارد ميشوند فرو ميروند و چه اندازه اغراق گويى ميكنند ؟ ! (
وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ . )
و اين شعراء ميگويند آنچه را كه عمل نميكنند در امر بمعروف و نهى از منكر و ارشاد و نحو اينها لكن خود تارك هستند معروف را و مرتكب ميشوند منكر را و عيبهاى ديگران را ميگويند .
در شعر مپيچ و در فن او * چون اكذب او است احسن او
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 227 ]
إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ( 227 )
مگر آن شعراء كسانى كه ايمان آوردند و عمل كردند اعمال صالحه را و ذكر الهى بجا آوردند ذكر بسيارى و طلب نصرت كردند از بعد آنكه به آنها ظلم شده بود و زود باشد كه بدانند كسانى كه ظلم كردند بچه بازگشتى بازگشت ميكنند .
كلام در اين آيه شريفه در چند جمله واقع مىشود :
جمله اولى (
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ )
شعراء مؤمن صالح كه اشعار آنها در معارف الهيه و شئونات و مدايح انبياء و ائمه اطهار و مذمت اعداء دين و نصايح و مواعظ و