(
وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ
) و ضررهاى متوجه بآنها را بر طرف ميكرديم چه مضار دنيويه كه در اثر معاصى و كفر و ظلم بآنها متوجه شده و چه مضار اخروى كه در قيامت معذب ميشوند .
(
لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
) اما رفع مضار دنيوى را مستند بشانس و خوشبختى خود مىدانند و از طرف خدا نمىدانند زيرا سياهى قلب و قساوت مانع از قبول است و طغيان و سركشى آنها زيادتر مىشود كه فرو مىروند در طغيان ، و عمه تحير و حيرت و ضلالت است كه ديگر قابل هدايت نيستند ، اما مضار اخرويه كه خداوند بر فرض محال آنها را برگرداند به دنيا باز همان آش و همان كاسه است . چنانچه ميفرمايد : (
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
) انعام آيهء 28 زيرا كفر و ضلالت ملكهء آنها شده .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 76 ]
وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ ( 76 )
و هر آينه گرفتيم آنها را به عذاب و بليات دنيوى پس رو به خداوند خود نمىروند و خدايى نمىشوند و تضرع در خانهء خدا نميكنند ، انسان در ناز و نعمت كه هست غفلت او را مىگيرد و غرق هوى و هوس مىشود ، و اما در مورد بليات بسا متوجه مىشود يا مرضى به او متوجه مىشود يا گرفتارى بر او پيش ميآيد يا دچار ظالمى مىشود و تضرع و زارى مىكند و خدا خدا ميگويد و رو به خدا مىرود و نذر و نياز مىكند ، لكن اين كفار حتى اگر هزار گونه بلاهم بآنها رو آورد مثل قتل و غارت و قحطى و امراض سخت مع ذلك توجه ندارند كه اين بلاها در اثر اعمال زشت و كفر و ضلالت آنها است و مىگويند : روزگار هميشه اين نحو بوده يك روز خوشى دارد يك روز ناراحتى پيشينيان هم همين نحو بودند