مأيوس از رحمت و مغفرت و عفو الهى باشد با آن سعهء رحمت و مغفرت و لو با گناه جن و انس باشد .
(
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
) زمر آيهء 54 . و نبايد مطمئن باشد كه حكما و حتما اهل بهشت هست و با ايمان از دنيا مىرود ميفرمايد : (
أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
) اعراف آيهء 97 و مكرر گفته شده كه احدى استحقاق بهشت ندارد حتى انبياء و هر كه بهشت رفت از باب تفضل است فقط قابليت مىخواهد . زيرا جميع عبادات تقابل با نعم الهيه نمىكند و اگر خداوند بواسطهء يك معصيت مؤاخذه كند حق دارد پس مؤمن بايد بين الامرين باشد .
2 - (
وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
) ايمان بآيات اللَّه ايمان به قرآن است كه از باء بسم اللَّه تا سين و الناس كلام حق است و بر حضرت رسالت نازل شده و به تمام دستورات او بايد عمل كرد ، و ايمان بجميع انبياء تمام از جانب حق منصوب شده و تماما معصوم و واجد جميع شرايط نبوت بودند و حسب و نسب آنها تا آدم أبو البشر همه پاك بودند در اصلاب شامخه و ارحام مطهره . و ايمان به اوصياء طاهرين از امير المؤمنين تا خاتم الوصيّين و ايمان به جميع احكام الهيه از عبادات و ساير احكام تكليفيه و وضعيه و حدود الهيه و به تمام ضروريات دينيه و مذهبيّه كه تمام اينها آيات الهيه هستند .
3 - (
وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ
) تمام طبقات سواى شيعهء اثنى عشريه خالى از شرك نيستند حتى بعض شيعه از عرفاء و غيرهم . زيرا از براى شرك اقسامى است . پنج قسم است : شرك ذاتى منسوب بابن كمونه . شرك صفاتى اكثر عامه كه صفات را زائد بر ذات مىدانند ، شرك افعالى كه امر خلق و رزق را مستند به غير خدا مىپندارند به انبياء و اولياء و ملائكه و اسباب و وسائط نسبت ميدهند ، شرك عبادى مثل عبدهء اصنام و شمس و قمر و كواكب و گاو و گوساله و آتش و غير