هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
) جاثيه آيهء 22 .
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 49 تا 50 ]
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى ( 49 ) قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ( 50 )
گفت فرعون پس كيست پروردگار شما دو نفر اى موسى ؟ موسى فرمود پروردگار ما آن خداونديست كه اعطاء فرمود بهر چيزى خلق او را پس از آن هدايت فرموده .
(
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
) اولا حضرت موسى كه در آيه قبل دعوت فرمود فرعون را در دو موضع تعبير بربّك فرمود يكى (
إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ
) ديگر (
قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ
) مناسب بود فرعون بگويد فمن ربى كيست پروردگار من ؟ لكن زير بار اين نرفت كه فرض ربّى بر خود كند گفت فمن ربّكما .
و ثانيا كلمه فمن ربكما خطاب بموسى و هارون است و كلمه يا موسى خطاب بموسى فقط است سرّ اين تعبير چيست ؟ و آن اينست كه طرف خطاب حضرت موسى بوده ميگويد اى موسى پروردگار شما دو نفر كيست مثل اينكه جمعى مطلبى داشته باشند نزد كسى بروند بزرگ آنها از جانب همه آنها تكلم كند كه ما آمدهايم و فلان تقاضا را داريم طرف بان بزرگ آنها ميگويد تقاضاى شما چيست ؟
و ثالثا فرعون توهّم كرد كه پروردگار آنها از جنس بشر است يا جن يا ملك يا جنس ديگريست حضرت موسى نظر به اينكه خداوند را بذاته نميتوان شناخت زيرا صرف وجود است ماهيّت ندارد و غير متناهى است سبزوارى ميگويد ( وجوده من اعرف الاشياء و كنهه في غاية الخفاء ) حضرت رسالت عرض مىكند
( ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك )
لذا خدا را بافعال او بايد شناخت از اين جهت موسى فرمود :
(
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
) چون فرعون گفته بود (
فَمَنْ رَبُّكُما
) حضرت موسى بافتخار بعبوديت خود و ربوبيّت حضرت حق فرمود (
رَبُّنَا
) چنانچه امير المؤمنين در مناجاتش عرض مىكند
( كفانى فخرا ان اكون لك