تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ
] است و ما دست از تقليد و متابعت پيشينيان و دين آبائى و اجدادى خود بر نمىداريم لكن جواب از همهء آنها اينست كه اولا بايد رسول از بشر باشد كه حسب و نسب او معلوم باشد و شرايط رسالت در او مشاهده شود بلكه بايد به لسان قوم باشد . و ثانيا ملك اگر فرستاده شود اما به صورت ملكى كه قابل مشاهده نيست و اگر به صورت بشرى باشد يك شخص گمنام به نظر مىآيد بلكه محتمل است شيطان باشد به اين صورت در آمده باشد و اگر به طريق الهام به قلب باشد معلوم نمىشود كه الهام ملك است يا وسوسهء شيطان به علاوه هر كه هر چه عمل كند ميگويد به من چنين الهام شده خوب يا بد و اما عدم سماع غلط صرف است زيرا در هر عصر و زمانى زمين خالى از حجت نبوده بالاخص از زمان آدم تا نوح انبياء بسيار بودند و همين نحو كه شما اعراض مىكنيد پدران شما هم اعراض مىكردند .

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 25 ]

إِنْ هُوَ إِلاَّ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ ( 25 ) نيست اين نوح مگر مردى كه به او عارض شده است ديوانگى پس انتظار بكشيد به او يك مدتى تا به بينيم چه مىشود . يكى از نسبتهايى كه به انبياء دادند نسبت جنون بود چون كلمات و فرمايشات آنها بر خلاف متعارف آنها بود چنان چه امروز هم نوع متجددين نسبت به متدينين كه ملبس به لباس شرع مثل عمامه و عباء و نعلين و زنهاى قديمه در زير چادرهاى سياه هستند نسبت امل و حماقت و جنون و كهنه پرستى مىدهند كه وقت عزيز خود را صرف نماز و ذكر و تلاوت قرآن و در اين مدارس قديمه