صرف ضرب يضرب مىكنند نه از روزنامهها و نه از اوضاع دنيا و نه از صنايع و علوم جديده خبر دارند و نه پاى راديو و سازهاى دلربا مىنشينند و نه خود را زينت مىكنند و لباس شيك مىپوشند و هزار عيب ديگر .
(
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ
) و جنون يك مرضى است كه عارض مىشود و بسا قابل زوال است و قابل معالجه و به اصطلاح جنون ادواريست به خصوص حضرت نوح كه هفتصد سال ميان قوم بود و هم چه دعوايى نداشت يك دفعه اظهار كرد كه من رسولم از جانب خدا و امر به توحيد و جسارت به إله ما كرد .
[ فتربصوا به ] انتظار داشته باشيد يا از دنيا برود چون عمر زيادى كرده چيزى به عمرش باقى نمانده يا جنونش بر طرف شود يا معالجه كند و دست از اين دعاوى بر دارد و به خود آيد و با ما هم مسلك شود .
(
حَتَّى حِينٍ
) يعنى زمان اندكى ، اى كاش به اين مزخرفات قناعت كرده بودند ديگر اين همه اذيت و آزار به او نميرسانيدند ديوانه را كسى اذيت نمىكند .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 26 ]
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ ( 26 )
حضرت نوح عرض كرد پروردگار من مرا يارى فرما ، به سبب آنكه اين قوم مرا تكذيب كردند . بسيار تعجب است كه مقام انبياء و اولياء تا چه پايه است و صبر آنها چه اندازه حضرت نوح نهصد و پنجاه سال شب و روز دعوت كند و اين نوع جسارتها به او به شود و به اصطلاح از ميدان در نرود كه گفت : (
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً
الى قوله
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً
) نوح آيه 5 الى 8 و مع ذلك ايمان نياورند و اين نحو اذيتها به او برسانند ما در خود نگاه مىكنيم اگر چهار مرتبه كسى را دعوت كنيم و اجابت نكند يا