( مسألة : خلود از ضروريّات دين اسلام است و منكر آن كافر است مثل بسيارى كه منكر خلود شدند ، يهود گفتند :
« وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً »
بقره آيهء 74 . و مثل بعض حكما كه گفتند :
آيات دالّهء بر خلود مطلق است و مقيّد شده به آيهء شريفه : «
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
. . .
الايه » هود آيهء 108 .
لكن جواب اوّلا : اين جمله اشاره به خلود است و كنايهء به او .
و ثانيا : سماوات و ارض هم هميشه باقى هستند و لو صورت آنها تغيير كند چنانچه مىفرمايد :
« وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
زمر آيهء 67 . و مىفرمايد :
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ »
ابراهيم آيهء 49 . و غير اينها مثل : «
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
. . . الآيات » و امثال اينها .
و بالجمله موادّ اصليّه آنها باقى است و لو صور شخصيّه و نوعيّه آنها تغيير كند ، و مثل شيخيّه كه گفتند : پس از چندى طبيعت آنها آتشى مىشوند و از آتش لذّت مىبرند ، و اگر آنها را خارج كنند اذيّت مىشوند ، و مثل عرفاء كه گفتند : تمام برمىگردند چه اهل بهشت و چه اهل جهنّم به ذات اقدس حقّ كه مثنوى مىگويد :
از جمادى مردم و نامى شدم * و از نموّ مردم به حيوان سر زدم
مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم
بعد از آن هم من بميرم از بشر * سر بر آرم از ملائك بال و پر
بعد از آن هم از ملك پرّان شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم اللَّه انا اليه راجعون