اعمال را مىنويسند :
« ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ »
ق آيهء 17 .
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ »
انفطار آيهء 10 ، و در خبر دارد كه حتى نفخ به آتش را مىنويسند ، با اينكه خداوند امور قلبيّه و خطورات نفسانيّه و خيالات فاسده و نيّات كاذبه را بر آنها مخفى فرموده فقط آنها افعال ظاهره را مىنويسند چنانچه در دعاى كميل دارد
« و كنت انت الرقيب عليهم و الشاهد لما خفى عنهم و برحمتك اخفيته و بفضلك سترته » .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 95 ]
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ ( 95 )
در ترجمه و تفسير اين آيهء شريفه مفسّرين اختلاف كردند بعضى كلمهء لا را در لا يرجعون گفتند : زائده است و معنى اين است كه حرام است بر هر اهل قريه كه به عذاب الهى هلاك شدند اين كه برگردند به دنيا و زندگانى كنند .
و اين قول بعلاوه از اينكه مكرّر گفتهايم كلمهء زايده در قرآن نيست خلاف ظاهر قرآن است . زيرا تمام اهل عالم مىدانند كسى كه مرد و هلاك شد ديگر زنده نمىشود و اين امر واضح و روشن را خداوند توضيح واضح نمىدهد .
و بعضى گفتند : حرام در اينجا بمعنى واجب است يعنى واجب است اين كه رجوع نكنند در دنيا . اين هم در اشكال نظير سابق است .
بعضى گفتند : حرام اين كه در قيامت رجوع نكنند ، البتّه در قيامت رجوع مىكنند و به عذاب قيامت معذّب مىشوند . اين هم به نظر تمام نيست . زيرا رجوع در قيامت اختصاص به اينها ندارد خلق اوّلين و آخرين مؤمن و كافر همه رجوع مىكنند و به پاداش عمل خود جزاء داده مىشوند .
و آنچه به نظر مىرسد اين آيهء يكى از ادلّهء رجعت است كه ضرورى مذهب