ظلمت شب ، و ظلمت دريا ، و ظلمت بطن حوت :
اين كه نيست الهى مگر تو پروردگارا منزّهى از كلّيهء عيوب و نواقص محققا من بودم از ظلم كنندهگان .
(
وَ ذَا النُّونِ
) : يونس ابن متّى است ، و نون اسم حوت و ماهى است و شرح حالش را خداوند در سورهء و الصّافّات بيان مىفرمايد :
« وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ * فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ
فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ * وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ * وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ * فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ »
آيهء 139 الى 148 ده آيه .
و در سورهء يونس مىفرمايد :
« فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ »
آيهء 98 .
و شرح حال يونس طبق حديثى كه از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از جميل از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده ، و حديث بسيار مفصل است خلاصهء آن با توضيح مختصرى اين كه :
حضرت يونس مدّتى در ميان قوم دعوت فرمود و ايمان نياوردند فقط دو نفر به او ايمان آوردند يكى مليخا بود و ديگر روبيل ، يكى عابد بود و ديگرى عالم و چون يونس مأيوس شد از ايمان قوم در حق آنها نفرين كرد ، بر حسب تقاضاى عابد و خداوند وعده فرمود كه در فلان سال در فلان ماه در فلان روز عذاب نازل مىكنم و نفرمود كه آنها را به عذاب هلاك مىكنم ، حضرت يونس خبر داد قوم را و چون بايد مؤمنين قبل از نزول عذاب از ميان قوم خارج شوند چنانچه انبياء سلف خارج مىشدند .
حضرت يونس با عابد از ميان قوم خارج شد ولى هنوز امر به خروج نيامده