جزم ثمّ ارادة كه مقارن با فعل است ثمّ ايجاد كه فعل بمعنى مصدرى است فيصير موجودا . و لكن بسا بعض مقدّمات تحقّق پيدا مىكند ولى فعل تحقّق پيدا نمىكند .
لكن افعال الهيه احتياج به اين مقدمات ندارد نه تصور و نه تصديق و نه عزم و نه جزم بلكه به مجرد اراده ايجاد ( كه فعل بمعنى اسم مصدرى است ) تحقق پيدا مىكند كه بمعنى اسم مصدرى است ، و ارادهء حق به مذاق حكماء از صفات ذاتيه است و از شئون علم كه تعبير به علم بصلاح مىكنند و به مذاق متكلّمه همان نفس ايجاد و فعل بمعنى مصدرى است كه تعبير به مشيت مىكنند و حق با حكماء است . و فرق بين اراده و حكمت اين است كه : حكمت علم به مصالح و مفاسد است ، و اراده علم به صلاح است مقابل كراهت كه علم به فساد است مريد و مكره ، و اراده اينها مقارن ايجاد است كه القاء در نار باشد كه فعل بمعنى مصدرى است لكن به ايجاد آنها تحقق پيدا نكرد و محترق نشد و موجود نشد كه فعل بمعنى اسم مصدرى است .
و كيد در اينجا بمعنى تدبير و نقشه است كه به چه نحو احراق حاصل شود به تعليم شيطان كه شرحش بيان شد .
(
فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ
) : خسران در مقابل سعادت است و به زبان امروز بد شانسى و بدبختى مقابل خوششانسى و خوشبختى است ، و تمام كفار و مشركين و معاندين و مخالفين در خسران و زيانكارى به هلاكت ابدى و عذاب دائمى گرفتار هستند ، لكن اين مشركين كه نمروديان باشند اخسر از همهء آنها شدند چون اينها به سختترين انحاء هلاكت كه احراق باشد نسبت به ابراهيم اقدام كردند . خداوند به ضعيفترين مخلوقات خود آنها را هلاك فرمود كه بعوض آن پشه را مسلّط بر آنها كرد خون آنها را مكيدند تا به هلاكت افتادند ، حتى يك پشه نزديك دماغ نمرود رسيد نفس بالا كشيد پشه وارد مغز نمرود شد بنا كرد نيش زدن هر چه بر سر او مىزدند ساكت مىشد سپس نيش مىزد ، تا دو نفر را مقرر داشت كه دائما با عمود بر سرش مىزدند تا هلاك شد .