مشركين كه قدرت بر نفس كشيدن نداشتند و خود را در معرض قتل ميدانستند اين عمل را انجام دادند كه امير المؤمنين پا بر شانهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلم گذاشت و بتهاى مشركين را در هم كوبيد ولى ابراهيم يك نفر در ميان الوف الوف مشركين برود و چنين عملى انجام دهد آن هم با چه نيرويى . زيرا هر كه بود و هر قدر نيرو و شجاعت داشت پس از اين عمل تا مشركين مراجعت نكرده بودند و مطلع بر اين امر نشده بودند فرار ميكرد و مخفى مىشد چنانچه حضرت موسى يك نفر از آنها را كشته بود فرار كرد حتى پس از چندين سال كه در مدين بود و مأمور شد به دعوت فرعون عرض كرد :
« وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ »
شعراء آيهء 13 .
« قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ »
قصص آيهء 33 .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 60 ]
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ ( 60 )
گفتند در جواب يكديگر كه : مىشنيديم جوانى بود كه آلههء ما را به بدى ياد مىكرد و به آنها بد مىگفت و منكر الوهيت آنها بود ، گفته مىشد از براى او يعنى مىگفتند نامش ابراهيم است . چون قبلا به آزر و قوم او از مشركين گفته بود در آيات قبل :
« ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ »
و نيز
« أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
. و نيز :
« بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
از اين جهت گفتند :
(
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ
) : حضرت ابراهيم در زمان جوانى بود كه به مقام رسالت و نبوت و امامت رسيد و در سن پيرى خداوند به او اسماعيل و اسحاق را عنايت فرمود لذا تعبير به فتى كردند .
(
يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ »
: كه نام او را ابراهيم مىگفتند : نمرود آزر را طلبيد كه اين جوان را تو وادار كردى به اين عمل ؟ - گفت من با او كمال مخالفت را