دهد يا منصرف شود و اگر درك صلاح و فساد آن را نكرد خوددارى كند آدم و حوّا تامّل نكرده بمجرّد خطور قلبى كه وسوسهء شيطان بود اقدام بر اكل شجره كردند كه فاء تفريع دلالت دارد كه اكل آنها متفرّق بر همان وساوس شيطانى بود كه خيال كردند شجرهء خلد است و بقاء ملك بخصوص مقرون به قسم كه (
وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
) اعراف آيهء 21 .
(
فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما
) اوّلين اثر اين فعل اين بود كه البسهء بهشتى از آنها سلب شد به مجرد اكل و عورة آنها ظاهر شد ناچار .
(
وَ طَفِقا
) بمعنى جعل بفعل ، فورى رفتند و از برگ بهشت كه گفتند و رق زيتون بوده .
(
يَخْصِفانِ
) چسبانيدند .
(
عَلَيْهِما
) بر خود كه عورت خود مكشوف نباشد .
(
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ
) گفتيم : اين عصيان معصيت نبوده حتى مكروه هم نبوده و نهى ارشادى بوده يعنى بر خلاف صلاح خود اقدام نمودند بخصوص بقرينهء .
(
فَغَوى
) غوى خلاف رشد است بر ضرر خود اقدام كرد ( تنبيه ) بعد از بيان اين جملات بر خورد كردم بحديث شريفى از حضرت رضا عليه السلام در جواب على بن الجهم در اعتراضاتى كه بر انبياء داشت از آيات شريفه و حديث مفصل است و شاهد عرائض گذشته اين جمله حديث است فرمود :
( امّا قوله :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
فان اللَّه تعالى خلق آدم حجة في ارضه و خليفة في بلاده و لم يخلقه للجنّة و كانت المعصية من آدم في الجنّة لا فى الارض ليتمّ مقادير امر اللَّه فلما اهبط الى الأرض و جعل خليفة عصم بقوله :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ
الحديث ) .
[ سوره طه ( 20 ) : آيه 122 ]
ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى ( 122 )
پس از خروج از بهشت برگزيد خداوند پروردگار آدم آدم را پس قبول