اجرتش نزد خداوند بهشت و نعمتهاى خداوند است و اعمال سيّئه ما بازائش جهنّم است و بلاهاى الهى خداوند
لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ
اگر مبتلا ببليات شوند تعجيل در عذاب مىشود و عذاب اينها را خداوند براى آخرت آنها معيّن فرموده بلكه اگر طغيان كنند آنها را به دنيا مشغول مىكند تا عذاب آنها بيشتر شود و بناگاه آنها را ميگيرد چنانچه ميفرمايد
بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ
ميعاد روز محشر است و روز جزا كه هر كس جزاء عمل خود را مشاهده مىكند
لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا
هيچ پناهگاهى جز خدا ندارند .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 59 ]
وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً ( 59 )
و اين شهرستانها ما آنها را هلاك كرديم چون ظلم كردند و قرار داديم براى موقع هلاكت آنها زمان و وقت معينى
وَ تِلْكَ الْقُرى
اشاره به محل عاد و ثمود و قوم نوح و لوط و شعيب و فرعونيان است و غير اينها اهلكناهم ضمير راجع باهل قرى است بعض مفسرين گفتند كه نفس قريه قابل هلاكت نيست و مراد اهل قريه است و لذا ضمير مذكر ذكر شده كلمه هم و لكن هلاكت هر چيزى بحسب خود او است و مناسب او هلاكت قريه به خرابى اوست چنانچه ميفرمايد :
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
حج آيه 45 و نيز ميفرمايد :
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
نمل آيه 53 هم نسبت ظلم بقريه داده در آيه اولى و باهل قريه در ثانيه غاية الامر هلاكت قريه و خرابى آن به هلاكت اهل قريه است چون اهل قريه هلاك شدند و منازل آنها بىصاحب شد آنها هم خراب مىشود و از بين ميرود و نظر به اينكه اهل قرى و نفس قرى تمام هلاك شدند ضمير جمع مذكر آورده
لَمَّا ظَلَمُوا
علة هلاكت قريه و اهل آن بسبب ظلم آنها بود كه بدين و بانبياء و بمؤمنين و به خود كردند و در شرك و كفر و فسق و فجور فرو رفتند .