بمجمع البحرين نسيا حوتهما نظر به اينكه موسى و يوشع هر دو معصوم بودند و نسيان و فراموشى بر معصوم روا نيست چنانچه در معناى عصمت گفتهايم كه محفوظ از شك و نسيان و شبهه و غفلت و از خيال معصيت چه صغيره و چه كبيره است لذا كلمه نسيا واگذاريست و وجه او گفتند ماهى كه ذخيره كرده بودند براى تغذى زنده شد چون آب حيات به او اصابت كرد و حركت كرد از كنار دريا فاتخذ حوت سبيله كنار دريا في البحر در دريا و حكمت اينكه ماهى حركت كرد و سير كرد براى اينكه راهنماى موسى باشد بصخره كه در آنجا خضر مشغول به عبادت بود سربا سرب سير سريع است كه حضرت موسى و يوشع متوجّه نبودند لذا موسى بيوشع فرمود :
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 62 ]
فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً ( 62 )
پس چون از مجمع البحرين تجاوز كردند فرمود حضرت موسى عليه السّلام بيوشع بياور نهار ما را كه آن ماهى بود تغذّى كنيم هر آينه بتحقيق ما ملاقات كرديم از اين مسافرت خستگى و زحمتى گفتند يوشع در مجمع البحرين وضوء گرفت آب وضوء او پاشيده شد بماهى چون آب حيات بود ماهى زنده شد و در آب سير كرد و رفت حضرت موسى و يوشع به طرف صخره مجمع البحرين حركت كردند سير طويلى كه خسته شدند كه مفاد
فَلَمَّا جاوَزا
است
قالَ لِفَتاهُ
حضرت موسى گرسنه شد خواست آن ماهى را تناول كند فرمود بيوشع بياور آنچه براى خوراك ذخيره كردهايم
آتِنا غَداءَنا
چون مرسوم بود غذاى نهار را قبل از ظهر تناول مىكردند او را غدا مىگفتند كه به زبان ما صبحانه مىگويند و غذاى شب را موقع عشاء او را شام مىگوييم :
لَقَدْ لَقِينا
يعنى احساس گرسنگى و ضعف و خستگى نموديم
مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
.
در اين مسافرت طولانى از براى نصب اطلاقات زيادى در قرآن مجيد