تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ميجويد بر طبق حق عمل مىكند قلبش آرام است اذ قاموا قيام بر كناره گيرى از قوم و وطن و زخارف دنيوى و حشر با كفّار و مشركين فقالوا علنا با كمال شجاعت در مقابل مشركين
رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
خداى ما و مربى ما همان خالق آسمانها و زمين است كه جميع عوالم در تحت قدرت و تربيت او است
لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً
نه شمس و ستارگان نه ملك و جن و انس نه بت و گاو و گوساله تمام اينها شرك و كفر و باطل است
لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
كه اگر الهى غير از آن بخوانيم قول بسيار فاسد و باطلى گفته‌ايم .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 15 ]

هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ( 15 ) اين جمعيت قوم ما گرفتند از غير خداوند عالم خدايانى چرا بر اين اتخاذ دليل و برهانى نمىآورند بر خدايى اين خدايان آنها دليل واضح روشنى ؟ پس كيست ظالمتر از كسى كه افتراء بزند بر خداوند عالم از روى كذب و دروغ ( هؤلاء ) اشاره باهل شهرستان اصحاب كهف از سلطان آنها دقيانوس و رعيت او كه تعبير به ( قومنا ) كردند و اين جمله تتمه كلام اصحاب كهف است
اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ
اخذ يعنى معتقد شدند و متعبد شدند از غير خدا آلهة يك شريك قائل نشدند شريك‌هايى را بر خدا اتخاذ كردند معلوم مىشود كه اينها فرقه فرقه بودند هر دسته يك خدايى بر خود گرفتند مثل مشركين مكه و اطراف كه هر قبيله و طايفه يك بت بزرگى بر خود قرار دادند و يك بت كه از همه بزرگتر بود براى همه مقرر كردند و هر فرد يك بت كوچك بر خود تراشيده و نگاه داشت از فلزّات و چوب حتى از رطب و تمر
لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ
بر اين آلهه خود (
بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ )
چه اثرى از اين آلهه مشاهده كردند آيا جلب نفعى يا دفع ضررى يا قضاء حاجتى يا شفاء مرضى فقط دليل آنها تقليد آباء آنها است
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
ظلم درجاتى دارد ولى درجه اعلاى آن همين شرك و نفى توحيد است كه