زمانى كه جاى گرفتند اين فتيه بسوى كهف پس گفتند پروردگار ما عنايت فرما از جانب خودت رحمت واسعه شامل حال ما شود و مهيّا فرما از براى ما از امر ما راه رشد و نجات و سعادت را
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ
تعبير بفتيه جمع فتى بمعنى شاب و جوانست كه اينها يك دسته جوانها بودند لكن در اخبار دارد كه مراد جوان در ايمان است و الا در سنّ آنها پير بودند و مشيب و اذ اوى بمعنى مأوى گرفتن و جاىگير شدن است كه رفتند بسوى كهف الى الكهف و در آن سكونت كردند و جهت رفتن آنها اينكه سلطان آنها دقيانوس بود بعضى گفتند مجوسى بود و بعضى گفتند بت پرست بود و هر كه بر خلاف طريقهء او بود بقتل ميرسانيد و اينها در تقيّه بودند اظهار موافقت ميكردند لكن در باطن ايمان كامل داشتند و خداوند براى تقيّه آنها دو اجر به آنها عنايت فرمود چنانچه ما هم اگر گرفتار شديم واجب است تقيّه كنيم حتى در نماز اگر موافق با واقع بجا آوريم باطل است و در خبر است كه فرمود
التقيّة دينى و دين آبائى
و بسيار اين جهّال شيعه در مقابل اهل تسنن مهر ميگذارند و بسم اللَّه ميگويند و اشهد ان عليا ولى اللَّه در اذان ميگويند و حىّ على خير العمل در آن ميگويند و اين بسيار غلط است و امثال اينها حضرت صادق عليه السّلام در مقابل منصور امير المؤمنين خطاب ميكرد و روز ماه رمضان را افطار كرد براى اينكه منصور عيد فطر قرار داده بود و فرمود
لان افطر يوما من - الرمضان احب الى من ان يضرب عنقى
فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً
كه نجات از شرّ سلطان و اتباع او پيدا كنيم و محفوظ بمانيم
وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً
راهى از براى ما قرار ده كه راه رشد باشد بتوانيم دين خود را حفظ كنيم و به راه صواب و رشد برويم .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 11 ]
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ( 11 )
پس زديم بر گوشهاى آنها و نوم را مسلط كرديم بر آنها بخواب رفتند چندين سال در كهف در مسئله نوم اگر بر گوش و چشم مسلط شد حدث است و مبطل