وضوء و اگر بر چشم تنها مسلط شد ضرر ندارد و اين جمله
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ
كنايه از نوم است
فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً
در اينجا معيّن نميفرمايد چند سال لكن در آيهء بعد ميآيد سيصد سال و زياد كردند نه سال از امير المؤمنين پرسيدند چرا اولا ميفرمايد سيصد سال بعدا ميفرمايد
وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
حضرت فرمود سيصد سال شمسى بود و سيصد و نه سال قمرى .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 12 ]
ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً ( 12 )
پس از اين نوم آنها را برانگيختيم و بيدار كرديم تا اينكه معلوم ما ظاهر شود كه كدام يك از دو حزب قوم آنها مؤمنين و كافرين كدام يك بهتر شماره كردند مدت مكث آنها را در كهف و بعضى گفتند خود اصحاب كهف اختلاف در مدت داشتند بيدار شدند كه بيايند و تحقيق كنند كه مدت مكث چه اندازه بوده
ثُمَّ بَعَثْناهُمْ
بعث اشاره بايقاظ است كانه اين نوم مديد بمنزله موت است و بيدارى بمنزله حيات بعد الموت مثل بعث يوم القيامة كه حيات بعد از موت است لنعلم خداوند چيزى بر او مخفى نيست تا ببعث آنها معلوم شود بلكه مراد معلوم شدن بر اصحاب كهف يا بر قوم آنها گويا اختلافى واقع شد بين كفار قوم و مؤمنين در مدت مكث آنها يا اختلافى در خود اصحاب كهف واقع شد كه چه اندازه نوم آنها و مكث آنها طول كشيده
أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى
كداميك از اين دو حزب مؤمن و كافر يا اين دو دسته بين خود اصحاب كهف بهتر شماره كردند
لِما لَبِثُوا أَمَداً
امد مدت است و لبث كون در كهف است خداوند اين مدت اينها را مستور كرد تا سلطان آنها و اتباع آن و اهل زمان آن به كلى فانى شوند و طبقه بعد از آنها جايگير آنها گردند كه اصلا از آنها خبرى و اطلاعى نداشته باشند بلكه عمارات آنها خراب شود و بناهاى جديد بنا كنند و اوضاع شهر منقلب شود .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 13 ]
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً ( 13 )