تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
آدم را ابن اللَّه گفته بلكه گفتند
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
و نه مثل نصارى كه عيسى را ابن اللَّه شمردند و نه مثل مشركين كه ملائكه را بنات اللَّه گفتند
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
نه مثل مجوس كه اهرمن را خالق شرور دانسته و نه مثل حكماء كه عقول طوليّه و عرضيّه گفتند و هر ما فوقى را خالق و علة ما دون شمردند و نه مثل يهود كه شنبه را تعطيل خدا دانستند و كارخانه خود به خود در كار است و نه مثل حكماء طبيعى كه مستند بشمس و كواكب از مقارنه و مقابله و تربيع و تثليث ميپندارند وحده لا شريك له نه شرك ذاتى و نه صفاتى و نه عبادتى و نه افعالى و نه نظرى
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
احتياج در ساحت قدس او نيست عزيز است ذليل نيست ولّى است احتياج بولىّ ندارد ناصر و معين در افعالش نميخواهد
يَفْعَلُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً
خدا را ببزرگى ياد كن بذكر ( اللَّه اكبر ) در خبر است حضرت پرسيدند از يكى از علماء از معنى ( اللَّه اكبر ) گفت اللَّه اكبر من كل شىء فرمود شيء نبود تا اينكه خدا بزرگتر از او باشد عرض كرد پس معنى چيست ؟ فرمود اللَّه اكبر من ان يوصف پى بردن بكنه ذات و صفات از براى ممكن از محالات اوليّه است ( حكيم نازى بعقل تا كى بفكرت اين ره نميشود طى بكنه ذاتش خرد برد پى ، اگر رسد خس بقعر دريا ) و من بحكيم قاآنى اعتراض دارم كه رسيدن خس بقعر دريا از محالات عاديّه است ولى پى بردن بكنه ذات از محالات عقليه است محدود ممكن نيست پى بنا محدود ببرد تمام شد به حمد اللَّه سورهء مباركهء بنى اسرائيل و يتلوه ان شاء اللَّه سورهء مباركهء كهف و الحمد للَّه اوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا و صلى اللَّه على محمّد و إله الطيبين الطاهرين و اللعن على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين بيد الاقل العاصى السيد عبد الحسين المدعو بالطيّب .