تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
نود و نه اسم است كه در قرآن مجيد ذكر شده و در حديث معيّن فرموده كه در هر سوره خود اسم ذكر شده كه نقل حديث طويل است به محل آن رجوع كنيد شرح اسماء الحسنى و خداوند را بهر اسمى بخوانيد اجابت ميفرمايد چنانچه ميفرمايد
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
الاية مؤمن آيهء 62 .
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها
مسئلهء جهر و اخفات در فقه بيان شده صلوات جهريّه مغرب و عشاء و صبح و اخفاتيه ظهر و عصر و در ساير صلوات مخير است و حدّ جهر آنست كه بحدّ داد و فرياد نرسد و از استماع كسانى كه در جنب مصلّى هستند كمتر نباشد و حدّ اخفات آنست كه خود مصلّى اگر آفت در گوشش نباشد استماع كند و بعبارت اوضح جهر جوهر صوت است و اخفات بدون جوهر و اينست مراد از
وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
و مراد از جهر منتهى فرياد و داد است و از اخفات منتهى اينكه خود مصلّى هم نشنود .

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 111 ]

وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً ( 111 ) و بگو حمد مختص به خدا است آن خداوندى كه براى خود اولادى اتخاذ نفرموده و نيست از براى او شريكى در ملك و مملكت و نيست از براى او ولّى و صاحب اختيارى از راه ذلّت و ببزرگى ياد كن آن هم چه بزرگى
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
حمد ثناء جميل است بر فعل اختيارى و با شكر و مدح فرق دارد و لذا مختصّ بذات مقدس اللَّه است زيرا غير او اگر صفات خوبى داشته باشند مثل جواهرات و حسن و زيبايى و امثال اينها اختيارى نيست او را مدح ميشمارند و اگر از انسان عمل خيرى صادر شود بالاختيار آن هم براى نفع خود انجام ميدهد آن هم مقدمات بسيارى دارد كه در تحت اختيار او نيست مثل حيات ، قدرت ، اعضاء و جوارح حتّى نفس اختيار و توفيق و اعانت و موافقت با مشيّت الهى الذى صفت اللَّه است
لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
نه مثل يهود كه گفتند عزير ابن اللَّه است بلكه در تورية رائج آنها
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 322 | السيد عبد الحسين الطيب