[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 16 ]
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً ( 16 )
و زمانى كه بدانيم اينكه اهل شهرستانى بواسطه كفر و فسق و فجور به هلاكت ميافتند وسائل و لذائذ و تعيّشات را بر آنها تمام ميكنيم پس آنها بطغيان و سركشى و فسق و فجور ميافتند پس بر آنها حجة تمام مىشود و هلاكت لازم مىشود پس يك مرتبه به هلاكت مياندازيم و آنها را تلف ميكنيم چه هلاكتى .
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً
اراده گفتيم از شئون علم است يعنى علم بصلاح چنانچه كراهت علم بفساد است يعنى زمانى كه ميدانيم كه صلاح در اهلاك قوميست و اهل شهرستانى كه كفر و شرك و معاصى و فساد آنها بحدّى رسيده كه بايد هلاك شوند و صلاح در اهلاك آنها است
أَمَرْنا مُتْرَفِيها
مترف خوش گذران و هوا پرستان و و علاقهمندان بلذائذ دنيوى و لهويّات از ساز و آواز و رقص و طرب و مرجع ضمير قريه است يعنى مترفين آن قريه و معناى امرنا يعنى اسباب معاصى را بر آنها فراهم ميكنيم و در دسترس آنها قرار ميدهيم تا هر مقدار كه بتوانند معصيت كنند .
فَفَسَقُوا فِيها
آنها هم هر چه توانستند كردند كه
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
آل عمران آيه 172
فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ
كمال استحقاق را پيدا كردند بر هلاكت كه مراد از قول است
فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
آن قريه را با تمام اهلش زير و بالا ميكنيم كه ديگر اثرى از آنها باقى نماند .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 17 ]
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ( 17 )
و چه بسيار هلاك كرديم ما از قرون سابقه از بعد نوح و كفايت مىكند بپروردگار تو بگناهان بندهگان و با خبر بودن و بينا بودن او
وَ كَمْ أَهْلَكْنا
ببلاهاى گوناگون
مِنَ الْقُرُونِ
قرون سابقه
مِنْ بَعْدِ نُوحٍ
بعد از هلاكت قوم نوح قوم عاد و ثمود