تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
را كه كوچكتر از ملخ بود مسلط كرد تمام درخت‌ها و حاصلهاى آنها را اكل نمود و از بين برد بقدرى محتاج شدند كه همان نانهاى آلوده را مصرف كردند و به ميزان مرتبى تقسيم ميكردند و خوف و جوع بر آنها متوجه شد نه روز راحت بودند نه شب استراحت ميكردند لذا ميفرمايد :
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا
و اين ضرب مثل براى تنبيه مؤمنين و تحذير كفار است كه ( شكر نعمت نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بيرون كند ) ( قرية ) قريه بر شهرستان‌هاى بزرگ هم اطلاق مىشود و مراد اهل قريه است (
كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً )
با كمال امنيت و اطمينان خواطر و خيال راحت زندگى ميكردند
يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ
تمام وسائل زندگى بنحو تام اتم براى آنها از اطراف و اماكن بكمال سهولت بر آنها فراهم ميشد (
فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ )
كفران نعمت چند قسم است يكى آنكه از جانب خدا نداند مستند بقدرت خود و اسباب ظاهريه بداند ديگر آنكه قدر دانى نكند ديگر بىاعتنايى كند ديگر آنكه در غير مورد صرف كند و البته اين كفران باعث زوال نعمت مىشود و شكر منعم عقلا واجب است (
فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ )
تعبير به لباس براى اينست كه جوع و خوف از آنها برداشته نمىشد دائما گرسنه و ترسان بودند
بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
آن بىاحتراماتى كه بنعمت‌هاى الهى ميكردند امروز بايد اين آيه را گوشزد ابناء نوع كرد و آنها را ترسانيد از همچه پيشامدى و روزگارى

[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 113 ]

وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ ( 113 ) و هر آينه بتحقيق آمد آنها را پيغمبرى از خود آنها پس او را تكذيب كردند پس گرفت آنها را عذاب و آنها ظالم بودند (
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ )
مرجع همان اهل قريه بودند كه مبتلاء بجوع و خوف شدند بواسطه كفران نعم الهى (
رَسُولٌ مِنْهُمْ )
خداوند پيغمبرى از خود آنها مبعوث فرمود كه آنها هدايت شوند و از بلاء جوع و خوف نجات يابند و كفران نعمت نكنند و شكر گذار شوند آنها به عكس