تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
زياد ابن ابيه موقعى كه عمرو بن عاص شهادت داد كه ابو سفيان با سميّه زنا كرده معاويه گفت زياد برادر من است و بدخترانش گفت زياد عموى شما است و همچنين ابن مرجانه كه چهل نفر مدعى شدند كه پسر من است چون با مرجانه زنا كرده بودند بالاخره اشخاص قيافه شناسان را آوردند آنها گفتند چون شصت پاى او شبيه به زياد است شد ابن زياد و امّا از دختر بسيار بد ميداشتند لذا ميفرمايد :

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 58 تا 59 ]

وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 58 ) يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ ( 59 ) و زمانى كه بشارت داده شد احدى از اين مشركين را بزن يعنى دختر پيدا كرده‌اى تاريك مىشود صورت او به طرف سياهى و او در شدت غيظ و غضب مىشود و از قوم خود پنهان مىشود بواسطه اين بشارت سويى كه به او داده شد خود را از آنها مخفى مىكند يا آن را نگاه ميدارد بخفت و خوارى يا زير خاك مىكند او را بواسطه اين بشارت بدى كه به او داده شده آگاه باشند بسيار بد است آنچه اينها حكم ميكنند ( اشكال ) انثى مؤنث است و تمام ضمائر در به و يمسكه و يدسه مذكر ( جواب ) مرجع ضمائر ما است در ما بشر و او مذكر است و لو مقصود از ما انثى است ( تنبيه ) سرّ اينكه مشركين از دختر بسيار مشمئز ميشدند چند چيز است . 1 - آنكه بايد متكفّل روزى آنها باشند و اين بسيار براى آنها مشكل بود لذا در قرآن ميفرمايد :
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ
انعام آيه 151 . 2 - عصبيّت و كبر و نخوت زير بار اين نميرفتند كسى دختر آنها بگيرد و با او جماع كند يا خواهر آنها و اين نخوت هنوز در عرب باقيست . 3 - اينكه چون در جاهليت دائما بين قبائل عرب جنگ و خونريزى بود اولاد ذكور ميخواستند شجاع و دلير باشد و اين از عهده نساء خارج بود .