وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
نساء آيه 88 .
و از براى سلام چهار معنى كردند : 1 - از اسامى الهيه است
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ
الاية حشر آيه 23 ؛ بمعنى سلامتى از عيوب و نواقص و در اينجا بمعنى اينكه خداوند شما را مورد تفضلات خود قرار دهد .
2 - بمعنى دعاء خدا شما را سالم نگه دارد .
3 - بمعنى وعد يعنى من خيال سويى ندارم از دست من سالم هستيد .
4 - بمعنى شكر كه به حمد اللَّه شما سلامت هستيد كه در واقع اخبار است .
فَما لَبِثَ
يعنى حضرت ابراهيم درنگ نكرد و بفورى رفت
أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
چون بسيار مهمان دوست بود حتى گفتند بدون مهمان چيز تناول نميكرد .
و حنيذ بمعنى مشوى يعنى بريان شده چون اينها به صورت بشريت با جمال بسيار زيبا بودند حضرت ابراهيم عليه السّلام بعنوان ضيف تلقى كرد .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 70 ]
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ ( 70 )
پس چون كه ديد حضرت ابراهيم كه اينها دست نبردند رو بعجل و تناول نكردند بدش آمد از آنها و خوف پيدا كرد كه اينها خيال سويى نسبت به او دارند اينها گفتند مترس ما ملائكه هستيم كه خداوند ما را فرستاده براى هلاك قوم لوط
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ
نظر به اينكه ملائكه و لو صورت جسمانيه دارند لكن بدون ماده جسمانى است مثل صورت برزخيه و غالب مثالى و مثل افلاطونى لذا در تعريف ملك گفتند ( الملك جسم نورى يتشكل باشكال مختلفة )