كه اگر پسرى ديد پدرش همچه جسارتى كرده به دختر رسول اللَّه تكليف او چيست جواب مرقوم فرمود بايد او را بكشد لكن عمر خودش كوتاه مىشود او يك دسته اتراك را برداشت بر سر بستر متوكل شبانه ريختند و او را قطعه قطعه كردند
فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ
فقط سه روز زنده بودند و اين هم براى اين بود كه حضرت صالح و مؤمنين از ميان قوم خارج شوند .
ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
چون وعده عذاب كه مسمى بوعيد است قابل تخلف هست چنانچه بر قوم يونس شد و عصات شيعه هم اميدوار بعفو و مغفرت الهى دارند لذا ميفرمايد اين وعده غير قابل تخلف است براى اينكه رجاء تخلف فقط بر اهل ايمان است و قوم صالح رجاء ايمان در حق آنها نبود كه رجاء تخلف باشد .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 66 ]
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ( 66 )
پس موقعى كه آمد امر ما باهلاك قوم نجات داديم صالح و كسانى كه به او ايمان آورده بودند برحمت و تفضل از جانب ما و از خفّت و ذلّت همچه روزى محققا پروردگار تو آن خداى صاحب قوّت و قدرت است هر چه اراده فرمايد تحقق پيدا مىكند .
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا
امر الهى تقدير و اراده و مشيّت او بر هلاكت قوم تعلق گرفت اولا
نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
كه وحى شد و امريه صادر شد كه از ميان قوم بيرون روند كه عذاب الهى دامنگير آنها نشود
بِرَحْمَةٍ مِنَّا
و نجات آنها بواسطه قابليت آنها بود كه مشمول رحمت الهى واقع شوند بواسطه ايمان ، و در اينجا متعلق نجات بواسطه وضوحش تقدير شده يعنى من امرنا كه